این چشم‌انداز هدفگذاری شده است، یک سند بالادستی است؛ باید ما این را حتماً رعایت کنیم.

— رهبر معظم انقلاب
English فارسی
امروز ۱۸ آذر ۱۳۹۷ آخرین بروز رسانی ۳ شهریور ۱۳۹۴
کاربر مهمان، برای ورود به سایت کلیک کنید
حجت الاسلام داوود فیرحی
پژوهشگر علوم سیاسی و استاد دانشگاه تهران

جستارها

مدل مطلوب حکومت از نگاه امام موسی صدر

اندیشه ماهانه‌ی نشست در فیرحی داود دکتر المسلمین و الاسلام حجت سخنرانی ویراسته‌ی و کاملمتن

و عمل امام موسی صدر با موضوع سبک زندگی مسلمانی در جامعه‌ی متکثر.

سلام عرض می‌کنم خدمت همه‌ی شما خانم‌ها، آقایان، اساتید و دانشجویان و علاقه‌مندان این مباحث.

بسم الله الرحمن الرحیم .

زندگی سبک خصوص در صدر موسی امام جناب دیدگاه‌های به راجع کرده‌ام آماده را بحثیمن

اتفاقی است. جدی خیلی بحث این امروز چون کردم؟ انتخاب را بحث این چرا متکثر. جامعه درمسلمانی

به احتیاج اینکه بدون یکدیگر به انسان‌ها شدن نزدیک و شدن جهانی آن و است وقوع حال در دنیادر

اینکه بدون آدم‌ها می‌شود. کوچک دارد جهان که هستیم شاهد نحوی به ما است. مکان شدننزدیک

تخیل اگر می‌کنند. پیدا نزدیکی نوعی هم با ذهنی و فکری لحاظ به باشند داشته زمانی قرابت بهاحتیاج

جامعه این که است این معنی‌اش واقع در است کوچک روستای یک به شدن تبدیل حال در جهانکنیم

امروز که دشواره‌هایی از یکی است. آن بودن متکثر جهانی جامعه‌ی اصلی ویژگی است. متکثرقطعا

که است بحث است. دین معضل می‌کنند مطرح متکثر جامعه در زندگی خصوص درتئوریسین‌ها

حق او و هستند باطل دیگران می‌کند فرض که یقینی قطعی فکری باور یک با می‌شود چطورانسان

هم مسلمان جوامع مخصوص است. معضلات از یکی این کند. زندگی متکثر جامعه‌ی یک دراست

سال‌های همان حدود تقریبانیست.۲۰۰۱  بسیار سخنرانی زدند را متحده ایالت دوقلوی برج‌های که

بزرگداشت مناسبت به سمینار این بود. هابرماس هم آن مدعو تنها و شد برگزار اسلو در نروژ درمهمی

از نمی‌گویند و می‌کنند دعوت را دانشمند یک که است طور این سمینار‌ها این سبک بود. ایشانخود

هابرماس اتفاقا کن. صحبت است مهم می‌کنی فکر خودت آن‌چه از می‌گویند فقط کن صحبت چیزچه

که شرایط این در که این و عمومی حوزه‌ی به دین بازگشت بود: این آن عنوان بود. مهم که زدحرفی

کرد؟ حفظ شدن رادیکال از را جامعه می‌شود چطور می‌گردند باز عمومی حوزه‌ی به دارندادیان

ذهن به حل‌هایی راه و ایده‌ها سری یک و بود بحث این درگیر لبنان در تقریبا صدر موسی امامجناب

آثار -همه‌ی دیدم من که طور آن ایشان است. فرهنگی چند آن‌جا جامعه‌ی ظاهرا چون است. رسیدهاو

نکرده توجه قبلا و بخوانم نتوانستم زیاد چرا که می‌خورم افسوس خیلی متاسفانه، که نخواندم کهرا

بگوید که این نه می‌کند. جهانی‌شده جهان یک نمونه‌ی و می‌کند یونیورسال را لبنان ادبیاتش دربودم-

با شود جهانی و بزرگ لبنان اگر که است این فرضش می‌کند. درست مدل دارد یعنی استثناست.لبنان

لبنان مصلحت مسائل این نمی‌گوید است. متفاوتی نکته‌ی این کرد. اداره‌اش می‌شود چطور تکثرهااین

لبنان کنید تصور جاست. همه در فرهنگ‌ها کردن موزائیکی و جهان کردن لبنانیزه فرضشاست.

بلوک یک طرف این و اروپایی مذهبی بلوک یک اروپا. تا شده کشیده لبنان همین و است شدهبزرگ

نمایندگی به و شده جهانی فضای و شکل یک در کنید تصور را لبنان کوچک تشیع یعنی اسلامی.مذهبی

خودش تئوری یعنی است. دانسته برعکس را قضیه ایشان که می‌کنید احساس هند. تا شیعی هلال کلاز

نسخه این که نیست این مسئله دیگر است. کرده یونیورسال و کرده انتزاع است. کشانده منطقه یک ازرا

هم صدر موسی امام و است مهم بسیار بحث یک این بگویم می‌خواهم صورت هر در باشد. لبنانخاص

از جمله کسانی است که با ابتکار خاص خودش به این حوزه وارد شده است.

جامعه‌ای چه امروزمان بحث در متکثر جامعه‌ی متکثر. جامعه‌ی مورد در می‌دهم توضیحیابتدا

گروه‌های از که است خاص اجتماعی سیاسی واحد یک متکثر جامعه‌ی از منظور می‌گوینداست؟

موزاییکی حالت یک جامعه این واقع در است. شده تشکیل متمایز و متفاوت مذهبی و زبانیقومیتی،

وجود خاصی هویتی و فرهنگی شکاف‌های سیاسی واحد این درون که هست این هم دوم عبارتدارد.

غیر بعضا درخواست‌های و سلائق باور‌ها، قرمز، خطوط کدام هر موجود خرده‌فرهنگ‌های ودارند

کند اصرار خودش باور‌های در بیش‌تر خاصی حد از کس هر یعنی این دارند. یکدیگر با جمعقابل

جلسه این در من که برداشتی است. متکثر جامعه‌ی خصلت این می‌رسد. جامعه با تضاد بهلاجرم

مبنای کار خود قرار می‌دهم این است.

درباره‌ی رایج تصویر دو حال به تا عمومی حقوق مانند رشته‌هایی و اجتماعی علوم و سیاسی دانشدر

سال تا رایج تصویر داشت. وجود متکثر جامعه و دینرابطه‌ی۲۰۰۰  دو متکثر جامعه‌ی که بود این

خشونت آن نتیجه‌ی و بیفتد گرایی فرقه تنور در که است این گزینه یک ندارد. رو پیش بیش‌ترراه

را دین است مجبور بپذیرد را سکولاریسم هم اگر است. سکولاریسم هم دوم گزینه‌ی است.مذهبی

دو این کند. تخلیه دینی ادبیات از را عمومی فضای و برساند خانه‌ها داخل به را آن یعنی کند.خصوصی

با راه دو این از غیر از نمی‌تواند متکثر جامعه‌ی می‌گفتند بودند. مسئله تحلیل اساسی پیشنهاد‌هایراه

بر اعتقادی و عاطفی حد از بیش تکیه‌ی یعنی فرقه‌گرایی سمت به رفتن یکی کند. قرار بر رابطهدین

است خشونت جنس از رابطه‌ای و منازعه طبیعتا و دیگر فرقه‌های سلب آن معنی که فرقه‌ایباور‌های

اندیشمندان و محققان معمولا چون بعد می‌بینیم. خاورمیانه در که چیزی همین رادیکالیسم. واقع دریعنی

را سکولاریسم می‌دانستند خطرناک را قسمت این جامعه‌شناسان و حقوق‌دان‌ها سیاست،رشته‌های

سرکوب عمومی حوزه‌ی در را دینی عقاید سکولاریسم که است درست می‌گفتند می‌کردند.توصیه

یا دین سرکوب یعنی نمی‌کشند. را یکدیگر مذهبی‌ها حداقل اما دارد خشونت جهت این از ومی‌کند

را سکولاریسم بدهاست. بهترین بنابراین است. فرقه‌گرایی خشونت از کم‌تر سکولاریسمخشونت

آزادی خیلی سکولاریسم در نه ما واقع در یعنی می‌بردند. پیش را بحث و می‌کردند تلقی بدهابهترین

یک من داشت. وجود مشکل این فرقه‌گرایی. در نه و می‌شد سرکوب مذهب حوزه‌ی چون داشتیمعمل

این با هم ایشان است جالب الصیاد. مجله‌ی با گو و گفت در دیدم صدر موسی امام ازمصاحبه‌ای

آن برای سومی حل راه می‌توان یا بپذیریم را گانه دو این از یکی باید ما آیا که است بوده مواجهمعضل

که دوستانی می‌کند؟ توصیه عمومی عرصه‌ی در دین برای هابرماس که حلی راه مثل کرد؟ذکر

انگلیسی سخنرانی کنند جو و جست گوگل در را عمومی عرصه‌ی در دین اگر هستندعلاقه‌مند

یعنی رسید. سومی حل راه به باید که بود معتقد هم هابرماس می‌آید. آن فارسی ترجمه‌ی وهابرماس

توصیه‌هایی ایشان کرد. فرار بشود رادیکالیسم به منجر دین‌ورزی و سکولاریسم دوگانه‌ی از کهراهی

یک و می‌کند ارائه دموکراسی از قرائت یک ایشان دهم. توضیح را آنها این‌جا نمی‌خواهم مندارد.

باز یعنی کند. حل سکولار قواعد بر تکیه با را مذهبی مسائل می‌کند سعی نهایتا اما بی‌طرفی. ازقرائت

این ترجمه‌ی شوم بحث این وارد نمی‌خواهم من است. سکولار ترجیحات ترجیجاتش ایشان واقعدر

سخنرانی وجود دارد و می‌توانند رجوع کنند.

تمایل طرف این به هم صدر آقای می‌رسد نظر به است. شده ساخته بدیلی دوگانه‌ی یک اخیر ادبیاتدر

را دو هر فرقه‌گرایی، و سکولاریسم آن، و این می‌شود می‌گوید واقع در جدید دوگانه‌ی این کرده.پیدا

فرقه اما هست دین‌ورزی آن در که جدیدی دوگانه‌ی کرد؛ دنبال را دیگری دوگانه‌ی و برد حاشیهبه

را سکولار غیر دموکراسی‌های این نیست. هم سکولار دموکراسی اما هست دموکراسی و نیستگرایی

عنوان تحتامروزه Consensus Life  یا Consensus democracy   در می‌کنند.مطرح

اکثریت، از نحوی به بحث یعنی است. شده ترجمه توافقی دموکراسی یا انجمنی دموکراسی بهفارسی

نیست. دینی حکومت اما هست دین‌ورزی تئوری‌ها این در است. شده خارج رادیکال یاسکولار

دارند حضور سیاست حوزه‌ی در دینی دیدگاه‌های با هم مردم و هست دین‌ورزی هست، دینیجامعه‌ی

نیست اکثریتی دموکراسی اما هست دموکراتیک جامعه‌ی یا نظام ندارد. دینی تابلوی اصلا حکومتاما

قوی‌ترین باشند داشته دموکراسی این از درکی هستند علاقه‌مند که دوستانی است. سهمیه‌ایبلکه

شخصی انجمنی دموکراسی‌هایتئوریسین arend lijphart  نام به دارد کتابی ایشاناست. paterns

of democracy   صفحه‌ی آن سوم فصل در که دموکراسیمدل‌های۳۱  تا۴۸  از نوع این

پل کجا از صدر موسی امام جناب که می‌کردم تعجب بگویم خواستم است. داده توضیح رادموکراسی

یعنی دارد. قرار زاویه این در امام ادبیات بگویم می‌خواهم صورت هر در تئوری‌ها. این به استزده

به اما دموکراسی در ماندن و اقتدارگرایی‌ها از فرار فرقه‌گرایی، و سکولاریسم دوگانه‌ی ازگسستن

من که دارد جمله‌ای صدر موسی امام داریم. نیاز آن به ما الان که است چیزی این مسلمان! یکعنوان

آیا می‌کنید تاسیس را لبنان شیعیان اعلای مجلس دارید شما می‌پرسند او از می‌کنم. عرض را جملهاین

آدم که هم مصاحبه‌گر خود نیست؟ فرقه‌گرایی در افتادن و دوگانه همان این آیا نیست؟ گرایی فرقهاین

گر مصاحبه ذهن در دوگانه یعنی بود. سکولار روحانی یک شما از تصورمان ما می‌گوید استباهوشی

مجلس این ذات یعنی می‌زند. موج آن در دینی مسائل دیده‌اند. را اعلا مجلس ساختار دوستانهست.

مصاحبه این هستید. سکولار روحانی یک شما که بود این ذهنمان در ما که حالی در است.دینی

۶۹/۶/۵  شماره الصیاد مجله در۱۲۷۰  را جمله عین مسلمانم. یک من نه می‌گوید ایشان آن‌جا است.

الصدر موسی السيد الإمام ندارم.(مسيرة اعتقاد سکولاریسم به اساسا چوب چهار این درمی‌خوانم:«من

ط۱ ج،۲ ص،۱۳۲  فکر من می‌کنند» تصور برخی «اگرچه شهروندی الگوی چوب چهار در یعنی»

همه چه اگر یعنی بحث. به می‌آورد لطافت کمی «برخی» است. امام خاص ادبیات از اینمی‌کنم

شمردن مردود که می‌کنند تصور برخی چه «اگر دارند تصوری چنین غالبا یا دارند تصوریاینطور

چنین «اما دارند خیلی‌ها را دوگانه این یعنی (همان)» است سکولاریسم پذیرفتن معنای بهفرقه‌گرایی

(همان)» دانست. مردود یک‌جا را سکولاریسم و فرقه‌گرایی می‌توان که چرا است نادرستتصوری

را سومی پایگاه نتوانیم تا ما اندیشه حوزه‌ی در می‌دانند دوستان می‌کند. فرار دوگانه این ازیعنی

نکنیم استفاده خود دوپای هر از نمی‌توانیم ما الان یعنی کنیم. عبور دوگانه از نمی‌توانیم کنیمدرست

یعنی حرف این کنیم. بلند زمین از کمی را پایمان دو بتوانیم تا بگذاریم زمین بر را دستمان اینکهمگر

گرایی فرقه می‌توان که «چرا بگذاریم کنار را تا دو هر باید بگوید بتواند که باشد ایستاده جایی بایدامام

آن مثبت نتایج و دین رهاورد‌های از می‌توان آن کنار در و دانست مردود یک‌جا را سکولاریسمو

ایشان حل راه یعنی شد.(همان)» مبتلا جوامع فروپاشی و فرقه‌گرایی منفی آثار به آنکه بی گرفتبهره

این جایی الصیاد همان در باز می‌دهم. توضیح من بیشتر را این نیست. فرقه‌گرایانه اما است دینداخل

از را ما که دهیم قرار آهنین دیواری را خود فرقه‌ی که است این منفی گرایی «فرقه می‌گوید راجمله

را خود اعضای یا خودش حفظ برای فرقه‌گرایی می‌کند؟ چه فرقه‌گرایی (همان)» کند. جدادیگران

ندارد. سومی راه بیاید. کنار دیگران با نمی‌تواند یعنی می‌کشد. را خودش از غیر یا و می‌کندمحصور

کمی ابتدا فرقه‌گرایی‌ها معمولا که می‌بینید خوب بجنگد. دیگران با باید یا و باشد منزوی باید یایعنی

منزوی نه لبنان شیعیان که است این دنبال صدر موسی امام می‌جنگند. دیگران با بعد و می‌شوندمنزوی

است. جالب قسمت این باشند. داشته حضور هم سیاسی سیستم در اما بجنگند نه وباشند

دیگران از را ما که دهیم قرار آهنین دیواری را خود فرقه‌ی که است این منفیمی‌گوید:«فرقه‌گرایی

قسمت این با که دارد تصریح یعنی (همان)» است. مردود صحیح دین سوی از کاری چنین کند.جدا

به را تکثر طرف یک از می‌پذیرد. را متناقض ظاهر به چیزهای ایشان که است این جالب است.مخالف

است. شاهکار یک اتفاق این داده. رخ ذهنش در اتفاقی یعنی را. مذهب دیگر طرف از و می‌پذیردشدت

هم‌زبان‌های با ما داریم. احتیاج آن به خودمان جامعه‌ی در الان ما که است حلی راه می‌آید نظربه

شهروند شیعه‌ی می‌گوییم بیاییم، کنار نمی‌توانیم است کم خیلی هم مذهبی‌مان فاصله‌ی کهخودمان

و سه شهروند شیعه‌ی دو، شهروند شیعه‌ییک،… در حالی که امام دارد بحث را می‌کشاند به

هم‌زیستی در سطح جهانی با فرقه‌های متفاوت .مذهب را هم نگه می‌دارد .این جمله‌ی ایشان در

روزنامه‌ی العصر سال ۶۹ را ببینید:«اگر تعدد فرق باعث جدایی یا ضعفی در جامعه   بی‌تردیدگردد

به شود تمدن‌ها و تجارب و معارف تبادل به منجر نهایت در تعدد این اگر اما است کشور برایخطری

ص (همان، است. کشور برای نیروییمنزله۲۳۴  لبنان سرمایه‌ی «تنها که است بوده متوجه امام)»

نباید را انسان این و است.» انسانش لبنان سرمایه‌ی «تنها ندارد. چیزها این و نفت یعنی است.»انسانش

متوجه طرف یک از امام است. مهم این داریم. نگه باید را سرمایه این کنیم. ذوب فرقه‌گرایی تنوردر

حرف باشد. ساز انسان باید باشد سوز انسان نباید دین این دیگر طرف از کرد. حفظ باید را دین کهاست

دنبال را این ادبیات این در یعنی است. منفی لحاظ این از فرقه‌گرایی می‌گوید است. همینایشان

ایشان هستند. ایشان شاهکارهای این‌ها می‌کند. نفی را اکثریتی احزاب اما می‌پذیرد را تکثرمی‌کند.

ص (همان، دینی دولتی نه باشد آسمانی دولتی بایدمی‌گوید:«دولت۲۳۵  آسمانی از منظور این‌جا)»

است. این حرفش باشد. بلند خیلی چترش باشد. دعواها از فراتر یعنی نیست؛ قدسی هم خیلیبودن

اکثریت حق در آشکاری ظلم باشد اقلیت نماینده‌ی اگر دولت دینی. دولتی نه باشد آسمانی باید«دولت

درستی حرف‌های خب، (همان)» شد؟ خواهد چه اقلیت سرنوشت باشد اکثریت نماینده‌ی اگر واست

بعد اقلیتی! نه باشد اکثریتی نه باشد، فرقه‌ای نباید دولت پس است. همین سر دعوا هم الآناست.

باشد. عموم منافع نماینده‌ی باید دولت باشد اقلیت یا اکثریت منافع نماینده‌ی نباید :«دولتمی‌گوید

ایدئولوژی یعنی نه بودن عموم نماینده‌ی می‌کند. نفی هم را ناسیونالیزم امام که است این جالب(همان)»

تقریبا تئوری‌هاست. جدیدترین این‌ها می‌کند. نفی هم را این ایشان گرایی. ملی نام به شود پیداجدیدی

قرنتئوری‌های۲۱  امام ظاهرا است طوری این اگر خب، می‌شود. مطرح دنیا در دارد الآن که است

می‌آورم. را این مختصات من است. متفاوت کمی ما فهم با که باشد داشته دین از فهمی باید صدرموسی

یک وقتی شناخت. میوه‌اش از باید را درخت می‌گویند محققین از بعضی دارند. مهمی بسیار بحثایشان

از نه شناخت میوه‌اش از باید را درست دین می‌گوید ایشان است. تلخ هم درختش است تلخمیوه

و کلامیاستدلال‌های…  .دین درست این است که به این مردم   بدهد. نشان چاه از را راه بدهد.خدمات

با بی‌سواد انسان‌های که داد میوه‌ای دین وقتی مثلا می‌کنند. معرفی درست دین عنوان به را اینایشان

وقت آن شد، حذف اخلاقی بد شد، کم بی‌اخلاقی شد، کم فقر شدند، نظم با بی‌نظم انسان‌های شدند،سواد

احتیاج است: این امام حرف می‌کند. تولید درست آدم دارد چون است. درست دینش جامعه اینمی‌گوییم

رها را بقیه‌اش است. حلاج مرده چند ببینیم جامعه خدمت در بگذاریم را دین بیاییم نداریم. استدلالبه

نمی‌فهمید. را این شما می‌فهمید، را این شما است، حق این که باشیم نداشته کاری مسائل این باکنیم.

و کلامی وجه دین وجه مهم‌ترین می‌گفتایشان… نیست بلکه خدمت اجتماعی است که انجام می‌دهد .

اگر دین توانست انسجام اجتماعی درست کند این دین درست است .بعد می‌گوید «دین به مفهوم درستش

پیروان خود را از دیگران منزوی نمی‌کند (.همان، ص۱۳۳  این نیست. درست کند منزوی اگر یعنی)»

اجتماعی فعالیت‌های کردن رها به را آنان «ویک.  و خدمات عمومی فرا نمی‌خواند .»‌یعنی می‌گویند

شما به این کارها روی بیاورید .«بلکه عکس این قضیه درست است .زیرا تقرب به خدا در منطق دین از

راه خدمت به خلق است .»آن‌جا باید دین را جستجو کرد .«هدف ما ارتقاء سطح   است. شیعیانزندگی

این از را شیعه بتواند ما دین اگر عقب‌ماندگی» بر غلبه و شکوفایی طرح‌های تحقق آرزوهایشان،تحقق

معضل خلاص بدهد پس دین است. بقیه هم نگاه می‌کنند و دنبال می‌کنند.

کشیک یک شبیه من می‌گوید صدر موسی امام می‌کند فکر آدم جا این تا هست. هم دومی کاراما

فکر آدم است. جامعه کردن آرام دنبال ندارد، کاری سیاست با کاتولیک کشیش یک هستم.کاتولیک

ایشان از خبرنگار است. مهم اجتماعی فعالیت‌های مثلا که می‌گوید آدم به چیزی چنین شاید اماممی‌کند

شما برای را آن من که می‌دهد جوابی ایشان می‌شوید؟ هم سیاسی فعالیت‌های وارد شمامی‌پرسد

و راه اصول، لحاظ به که آن شرط «به «مطلقا» نیست.» سیاسی فعالیت مانع مطلقامی‌خوانم:«دین

ص (همان، باشد. هماهنگ آن باهدف۱۳۳  کند تضمین را بهداشت ببرد، بین از را فقر سیاست ‌یعنی)»

مسلمان یک باید هم حتما می‌کند را کار این سیاست اگر بدهد. افزایش را آموزش بدهد، توسعهیا

-که باشد چنین سیاست اگر یعنی نباشد؟» چنین «چرا می‌گوید. طوری این ایشان شود.درگیرش

سالم سیاسی فعالیت که حالی «در بکنیم را کار این باید هم ما است- همین هم امروز سیاستوظیفه‌ی

یا کاتولیک اصطلاح در نمی‌افتد فقط دیگر ایشان بنابراین است.(همان)» آینده سازندگی درمشارکت

کاندیداها از علنا ایشان می‌دانند دوستان است. درگیر سیاسی امر در یعنی خیریه. کارهای یعنیچریتی

کاندیداهای از حمایت‌هایش اوقات بعضی که است این جالب می‌آوردند. رأی وکاندیداها می‌کردحمایت

است. مهمی چیز این می‌آورد. رأی هم او و می‌کرد حمایت آشکارا مسیحی یک از بود. مسلمانغیر

از را خودش پیروان دین «آیا می‌کند. فراهم را درکی چنین دارد دارد. دین به خاصی نگاهایشان

می‌دانید چون (همان)» است؟ سپرده دیگران به را آیند ساختن کار و داشته باز آینده ساختن درمشارکت

هم به هم کاروان بقیه‌ی باشد منحرف یا چموش آن اگر است پیش‌تاز امر سیاست اجتماعی، امردر

سیاست در حضور این که است این جالب دارد. سیاست درباره‌ی ایشان که است استدلالی اینمی‌ریزد.

نامه‌ی در است. اجماع یک تدارک معنای به ادبیات این در بلکه نیست باخت و برد معنای بهبرایش

سال۱۹۶۹  صص نی، و (نای لبنان مفتی به ایشان۳۹۰-۳۹۲  و می‌نویسد را همکاری راه‌های)

دو در مسیحیان یعنی سنت اهل غیر با و کنیم همکاری می‌توانیم قسمت سه در سنت اهل با مامی‌گوید

است کسانی اولین جزء نکنم- اشتباه -اگر ایشان است. شرعی اهداف همکاری راه‌های از یکیقسمت.

فتوا فطر عید در افق وحدت مورد در کرد تشویق را دیگر شخصیت‌های و خوئی الله آیت مرحومکه

کرد رؤیت را ماه کسی منطقه یک در اگر که بود این افق وحدت از منظور بود. مهم خیلی اینبدهند.

یک مناسک مسئله‌ی مناطق در هم هنوز می‌دانید که حالی در کنند. اعلام عید آن‌جا باید همهدیگر

نظر به برد. پیش شرعی بحث‌های در ایشان هم را کتابی طهارت معروف بحث مثلا است.مشکل

امام زندگی تاریخ زیبای خیلی داستان‌های از یکی فروش بستنی داستان آن مثلا بود. شاهکارمی‌آید

می‌گویند می‌کنند. همکاری هم بقیه با بعدی دوتای در اما آن‌هاست. از یکی شرع است. صدرموسی

امنی. نا و آوارگی فقر، با مقابله بی‌سوادی، با مبارزه مثل است. اجتماعی اهداف دین عمده‌یبخش

تمام با را خودش قسمت این در بنابراین دهد. انجام را کارها این باید دین است. دین کاراین‌ها

ندارد حق کس هیچ بود معتقد ایشان است. ملی اهداف هم سومی بود. مهم این بود. کرده یکیمسیحی‌ها

است. ملی امنیت حفظ هدفش مذهبی تشکل این بود معتقد ولی کند. دار خدشه اندکی را لبنان ملیهویت

به این‌ها کند. اعلام ملی امنیت حفظ را خود هدف و کند درست مذهبی تشکل یک انسان است. مهمخیلی

از دارد و می‌کند جمع هم با را این‌ها فکری نخ یک می‌کند احساس آدم اما است. پاردوکسظاهر

صدر موسی امام هدیه‌ی یا سوغات می‌تواند تئوری این گفت می‌شود می‌آید. در تئوری یکدرونش

برای جوامع جدید مذهبی باشد.

یک امام ولی نیست. گو و گفت این از غیر مایی. علیه یا مایی با یا نیست. گو و گفت فرقه‌گراییدر

است:«گفت معتقد است. جالب خیلی که داردجمله‌ای  وگو تنها راه ماست .راه این همبستگی گفت و

گویی است که قطعا به تفاهم و نزدیکی و وحدت می‌انجامد .و گمان می‌کنم برای همبستگی راهی جز

گفت و گو و تفاهم نماند.(همان، ص۱۳۲  این به بیاید که است مهم خیلی این دینی عالم یک برای)»

یک قدیم‌ها قدیم می‌گویند می‌دانید. همه و است تکرار که طنزی البته باشد. تنوعی بگویم طنزیسمت.

درگیر همیشه قدیمی مناطق چون باران. نماز خواندن برای بروند می‌خواهند که بودند کرده اعلامبار

این معنی‌اش بود. برده چتر خودش با کودک یک فقط ولی بودند رفته همه می‌گویند هستند. آبقحطی

پی در باران نماز این داشت باور کودک این می‌خواندند باران نماز که کسانی همه‌ی بین از کهبود

آسیب دینش گو و گفت در که داشت باور یقین به صدر موسی امام می‌آید نظر به داشت.خواهد

است. پیروز ای مباهله هر در می‌کرد فکر داشت. باوری خودش دینی پتانسیل به یعنینمی‌بیند.

نمی‌بیند آسیب گو و گفت از که است دینی جور چه این چرا؟ بترسد. گو و گفت از که نداشتاحتیاجی

پیدا که است دین از خاصی درک این است. خاصی دین این است؟ محرکه‌اش نیروی گو و گفتبلکه

شده است.

واقع در می‌گویم. انجمنی دموکراسی به راجع جمله سه دو کنم عرض را امام بحث‌های که این ازقبل

ویژگی چند انجمنی دموکراسی در می‌گویند است. نزدیک انجمنی دموکراسی به بسیار امامتئوری

دیگر دولت می‌ایستد. بزرگ ائتلاف روی دولت اول: کردم. یادداشت که بود یادم تا پنج چهار منهست.

اقلیت به نمی‌کنند. سرکوب یا طرد را اقلیت یعنی است سهمیه‌ای انتخاباتی سیستم دوم: نیست.حزبی

امام است. خودمختار و محلی حکومت‌های سوم: باشید. داشته حضور آن‌جا هم شما که می‌دهندسهمی

سنی جامعه‌ی داخلی مسائل در مداخله‌ای هیچ است جالب مثلا می‌برد. پیش جد به را این صدرموسی

خودمختاری مذاهب و قبایل اقوام، به یعنی نداشت. مداخله اما داشت خیریه خدمات و کمک البتهنداشت.

نظرم به که هست مسئله‌ای فقط نمی‌دهم. توضح را بقیه‌اش داشت. چیزی چنین هم امام ظاهرامی‌دهد.

مهم است: می‌گویند این نوع نظام‌های سیاسی روی پا نمی‌ایستند مگر این که:

و نرنجند همدیگر تلخ حرف‌های از کنند، تحمل را همدیگر باشند، داشته اعتماد همدیگر به نخبگاناول:

سیاسی پروسه‌ی این به ورود با شما بگویند پیروانشان به یعنی بدهند. اعتماد نیز خود پیروان بهبتوانند

نفع به این مدت دراز در اما ببینید هم آسیب‌هایی حتی ابتدا است ممکن که چند هر نمی‌کنید،ضرر

را خودت شما گذشتم رودخانه این از من وقتی می‌گوید که دانشمندی یا پیرمرد مثل کنید فرضشماست.

بیافتد. اتفاقی چنین یک باید انجمنی دموکراسی‌های در نمی‌شوی. غرق باش مطمئن و بزن آببه

می‌زد حرف وقتی یعنی داشتند او به که بود اعتمادی صدر امام ذخیره‌ی مهم‌ترین می‌داننددوستان

می‌دانستند که صادقانه می‌گوید و درکش در این زمینه برای خیلی‌ها حجت می‌شد.

هم با مذاهب اگر بدانند یعنی کنند. حس را سیستم ذاتی خطر باید نخبگان دموکراسی‌ها این دردوم:

شهادت‌طلبی با خودمان، قدرت با ما که نشوند غره کدام هیچ است. مهم این نیست. کشورنباشند

دومین بنابراین است. حساس لایه این در سیستم این بدانند و کنیم حفظ را کشور می‌توانیمفرزندانمان

خودش باورهای از موقت صورت به اگر حتی است شده که قیمتی هر به است؛ سیستم حفظ در تعهدچیز

کوتاه بیاید.

هم فحش همدیگر به آدم‌ها که. نبود طور این لبنان است. فرهنگی خرده شکاف‌های تحمل توانسوم:

می‌فهمیدم که چهارچوب این در که بودند فرستاده من برای خاطره‌ای دوستان این از یکیمی‌دادند.

جوابی حمله این به که بود مجبور ایشان اما می‌کردند حمله صدر امام به آدم‌ها مثلا بود. جالببرایم

هم حل راه ارائه‌ی توان ضمنا شوند. عصبانی نباید نخبگان سیستمی چنین در این‌هاست. بدهد.نرم

پیش بگویم تا گفتم؟ را این‌ها چرا باشند. داشته درک خیلی زمینه این در باید نخبگان باشند.داشته

تحمل. و اعتماد احترام، آزادی، هستند: این‌ها گویی و گفت یا انجمنی جامعه‌ی یا گو و گفتشرط‌های

نباشد احترام نیست. طرفه دو است. شنید و گفت آزادی بدون گو و گفت هستند. گو و گفت اساساین‌ها

جمله‌اش دارد. را این‌ها امام نمی‌کند. باز سخن به زبان آدم نباشد تحمل و اعتماد نمی‌زند. حرفکسی

جمع هم کنار را متنوع تجارب و رنگ‌ها اندیشه‌ها، این بتوانیم که آن برای اساسی می‌خوانم:«شرطرا

آوریم… »  جامعه‌ای یک که این مثل می‌داند. گلستان یک نمی‌داند عیب را مذهبی تکثر اصلاایشان

پیروان دزدیدن پی در رایج مذهبی ایده‌های متنوع. گل‌های از دیگر جامعه‌ی و باشد گل یک ازفقط

مسیحی مسلمان که است ناراحت یا است شده مسلمان مسیحی یک که است خوشحال این هستند.همدیگر

و استشده… .جالب است ایشان معتقد است که حیات دینی به تنوعش وابسته است .اصلا ایشان جمله‌ی

منفی به کار نمی‌برد:«اگر بتوانیم این اندیشه‌ها و رنگ‌ها و تجارب متنوع را کنار هم جمع آوریم و از

آن برای تعاون و هم‌یاری بهره ببریم همان توجه به اصل احترام متقابل در میان   است. کشور اینمردم

چ نی، و(نای۲ ص،۳۶۳  و ذخیره منبع، یعنی ندارد.» را کسی انسانش جز کشور می‌گوید:«این بعد)»

در کشور می‌دهد:«اقتدار توضیح سپس کند حفظ را جامعه این‌ها رضایت با بتواند باید ندارد.رانت

ص (همان، من. به او و باشم داشته اعتماد و اطمینان دیگری به من که است اینگرو۳۶۴  هم باز)»

نه گوست و گفت برای تشکیلاتی اعلا می‌گوید:«مجلس اعلا مجلس به راجع دارد جمله‌ای وحرف

سازمان بدون گو و گفت است معقتد ایشان است. مهم خیلی این گو.» و گفت از گریز برایتشکیلاتی

روان را گو و گفت سازمان اما می‌کند. کنترل قابل غیر و عصبی را انسان‌ها یعنی است.آسیب‌پذیر

می‌کند. این نکته‌ی درستی است در ادبیات ایشان.

پیدا را متکثر جامعه در زیستن شناسی دین نوع یک صدر موسی امام در می‌توانیم ما می‌کنماحساس

نوع یک یعنیکنیم. teology   دیگران. نفی نه دیگران پذیرش یعنی دیگران. با زیستن الهیاتخاص،

به ایشان هستیم. دیگری بر مبتنی فلسفه‌های شاهد جدید فلسفه‌های در تازه الآن است. مهم خیلیاین

همه‌ی بخوانم:«من را جمله این من مقدمه این با می‌پذیرد. را دیگری بر مبتنی الهیات فلسفه،جای

من نظر در و می‌شمارم محترم می‌شود تشکیل دین نام به که را تجمع‌هایی و مذاهب فرقه‌ها،مجالس،

اعتدال و گرایی فرقه سکولاریسم، دارد: وجود شعار سه حاضر حال در است. فرقه‌گرایی از غیرتدین

ص (همان، می‌نامیم. تدین را دینی اعتدال ما کهدینی۳۶۸  تعریف این‌گونه ادبیات در دینی اعتدال)»

دیگران مقابل در بودن گشوده و آزاداندیشی است. همه خداوند که الله به ایمان و است:«تدینشده

ص (همان، است. دینیوظیفه‌ی۳۶۸  است. خدمت ما هدف می‌گوید ایشان بعد است. مهم خیلی این)»

دین‌شناسی این برای من کند. کمک آزادی‌هایشان با خلق این به بتواند که است کسی مردممحبوب‌ترین

را تاش پنج من که دارد خصلت تا چند دین‌شناسی این نیست. کامل حصر البته کرده‌ام. درست تیترچند

آورده‌ام:

اصلا است. باز الهیات است. طوری این الهیات و دین‌شناسی این اصلا دینی. تکثر و گشودگیاول:

همکاری آغاز نقطه‌ی مختلف سازمان‌یافته‌ی فرقه‌های وجود که باوریم این بر نیست:«ما بستهالهیات

عصر این در انسان میلیاردها دستاوردهای روی به تمدن دریچه‌هایو… است (.همان، ص۳۵۴  این)»

او سازمان می‌کند کمک بپاشد هم از را رقیب سازمان که این جای به تفکر شیوه‌ی این است. مهمخیلی

کس هر که است مجسمه‌هایی شبیه لبنان جامعه‌ی واقع در یعنی است. مهم خیلی این باشد. درستهم

لبنان وارد را تجارب این فرقه‌ها می‌گوید:«این ایشان می‌گیرد. شکل این‌گونه می‌سازد. رادیگری

تکثر الهیات‌ها از خیلی در که حالی در است. متکثر لبنان که می‌کند افتخار یعنی (همان)»کرده‌اند.

از یکی تکثر می‌کند. فرق خیلی مدل این است. متکثر لبنان چرا که می‌خورند افسوس و استعیب

ویژگی‌ها و مختصات الهیات باز است.

خالص آدم طبع چون نیست. دین نپذیرد را آن آدم طبع که دینی است معتقد ایشان است. بودن فطریدوم:

صورت آن در خطایی احتمالا نیست. دین بیاید کنار آن با نتواند و نپذیرد را آن آدم طبع که دینیاست.

گرفته است و ما وظیفه داریم ببینیم انحراف‌ها کجا شروع شده.

که قیامت می‌گوییم دینی ادبیات از بسیاری در است جالب است. صداقت در دین ذات است معتقدسوم:

نیست؟ طور این کرد. کتمان را حرفشان نمی‌شود دیگر و می‌شوند باز اعضا و می‌شود بسته زبانشد

حرف یک چشم و اعضا می‌زند، حرف یک پا می‌زند، حرف یک دست می‌زند، حرف یکانگشت

از باید را لبنانی شهروندان می‌گوید:«صداقت دارد. جمله‌ای ایشان کرد. پنهان نمی‌شودمی‌زنند.

چشمش به که وقتی باشد داشته ملی وحدت حفظ در صداقتی چنان شیعه یک یعنی خواند.»چشمانشان

وحدت که است:«معتقدم ایشان زیبای حرف این نشود. اضطراب دچار چشم یعنی نزند. دو دو کنینگاه

و منافع وحدت مفهوم از تر ژرف مفهومیملی… است .وحدت ملی در واقع وحدت نیت‌ها، دل‌ها،

اهداف و در کل وحدت همه‌ی شهروندان در هنجارهای کلی انسانی است .»«برای تحقق کامل این

وحدت هم‌وطنان باید به یکدیگر احترام بگذارند .»به   که باشد صادقانه قدر آن احترام این کهگونه‌ای

اعتماد شد صادق که جامعه می‌شود. صادق جامعه وقت آن زبانشان. از نه بفهمیم چشم‌هایشان ازبشود

در بحثی یا تفسیر ایشان نمی‌دانم است. کرده غور زیاد البلاغه نهج در ایشان می‌کنم فکر می‌آید.هم

می‌گوید:«مردى می‌داند. صداقت ترک را تمدن‌ها فروپاشی اساس (ع) علی امام نه؟ یا دارد بارهاین

يک و مى‌شديم، پيروز دشمن بر ما بار يک افتادند درمى هم با نر شير دو چون دشمن از مردى و مااز

و كرد، سركوب را ما دشمن ديد را ما راستی خداوند «چون صِدْقَنا» اللّهُ رَأَى «فَلَمّا ما» بر دشمنبار

(خطبه‌ی فرستاد فرو ما بر را خوديارى۵۹  آن است رفته صداقت آن می‌گوید کوفه مردم به بعد)»

پیروزی هم پریده است. این‌ها تکه‌هایی است که در ادبیات امام هست.

دین کنیم روشن که ماست می‌گوید:«بر نمی‌داند. محدودیت را دین ایشان اصلا است. آزادیچهارم:

آزادی از غیر می‌کند تعریف دین که آزادی آن بگوید که نیست طور این می‌بخشد.» آزادیچگونه

می‌کند. تعریف خودش که آزادی آن اما می‌دهد آزادی دین می‌گوییم ما وقت‌ها بعضی است.دیگران

است حقی است. دین عین کامل آزادی حقیقت «در کنید. گوش را جمله این نمی‌زند. را حرف اینایشان

چ انسان، خدمت در (ادیان نیست. آن بر حدی و خدا جانباز۲ ص،۲۹  می‌کند اضافه بعد و)»

و محدودشدنی هرگز می‌گویند چه آن خلاف بر آزادی آزادی. با مگر نیست ممکن آزادی از«صیانت

پایان یافتنی نیست. (همان)» چنین دینی شاهکار است.

بودند. دوست بهشتی شهید مرحوم با صدر امام است. دینی وظیفه‌ی یک تشکل است معتقد ایشانپنجم:

حزب می‌شود مگر که نمی‌فهمیدم من است». من معبد «حزب می‌گفتند همیشه بهشتی شهیدمرحوم

وحدت که است این می‌گوید:«حقیقت است. خاصی حرف هست. هم امام در دیدگاه این باشد؟معبد

است. تفاهم گرو در شدن نزدیک است.» یکدیگر به آنان شدن نزدیک بر مبتنی دین یک مختلفمذاهب

میان که است این گو و گفت اساسی شرط می‌شود. شکوفا گو و گفت با صداقت است. صداقت باتفاهم

و سازمان بدون گو و گفت و تفاهم و تقریب وحدت، «آیا بگیرد. انجام حقیقی طرف‌هاینمایندگان

برخورد دیگران با تا ببینند آموزش‌هایی و باشند داشته خبر باید دین یک پیروان دارد؟» امکانتشکیلات

مثبت بکنند.

امام یعنی است. نکرده فرار این از امام دارد. هم فرهنگی مسئولیت سیاست صدر امام ادبیات درهمچنین

کرد. جدا فرهنگ از نمی‌شود را سیاست که است این تصورش ایشان نکرده. سکولار راسیاست

شد. چاپ مدرن‌ها پست طرف از تصویری اخیرا کرد. جدا فرهنگ از نمی‌شود را دین کههمچنان

را مقابل طرف سر دست با داشتند کدام هر اما نداشتند سر بودند نفر دو بود. قشنگ خیلیتصویر

را گویی و گفت نظم این بتواند اگر سیاست که است این ایشان حرف می‌کردند. تکمیل ومی‌تراشیدند

دیگر. است فرهنگی ذاتش گو و گفت می‌دهد. ارتقاء را فرهنگ همچنین و مذهب گو و گفت کند،ایجاد

و سیاست دین، اتصال نقطه‌ی گو و گفت این بر بنا است. گو و گفت بسترساز سیاست امام تئوریطبق

ادبیات در ما هستند. سیاست و خودشان ساختن حال در کردن گو و گفت با آدم‌ها یعنی است.فرهنگ

نوعی صدر موسی امام ادبیات در می‌آید نظر به اما می‌کنیم صحبت دیالکتیک از افلاطونی یاهگلی

نیست، فرهنگ همه‌اش دین یعنی می‌شود. دیده آن در بودن چندوجهی نوعی دارد. وجودپولی‌لکتیک

به سه‌گانه دوایری مانند اما نیست. فرهنگ یا دین همه‌اش هم سیاست نیست، دین همه‌اش همفرهنگ

سیاسی نظم اگر یعنی می‌کند. تضعیف هم را دیگری یکی ضعف که گونه‌ای به خورده‌اند گرههمدیگر

کپی که حال عین در گانه سه دوایر این طور. همین هم فرهنگ می‌بیند. آسیب هم دینداری ببیندآسیب

مثل آن پیش‌شرط‌های و گو و گفت هم محورش و می‌کنند تغذیه شدت به همدیگر از اما نیستندهم

و اعتمادآزادی،… است .این‌ها فرهنگ است .نترسیدن از آزاد بودن خودش خیلی مهم است .در

جوامعی که فرهنگ آشفته می‌شود آدم‌ها از آزادی خودشان می‌ترسند .کسی که از آزادی دیگران

می‌ترسد قبل از همه از آزادی خودش می‌ترسد .یعنی اگر به خودش اعتماد داشته باشد از  دیگران

نمی‌ترسد. این‌ها چیزهای خاصی است که در این ادبیات وجود دارد.

و صل الله علی محمد و آله و سلم.

http://moqawama.ir/?special=imam_sadr_governance_model_dr_feyrahi_9

۳۰۹۰۴

807 بار مشاهده
ارسال شده توسط مدیر سایت

بخش نظرات