این چشم‌انداز هدفگذاری شده است، یک سند بالادستی است؛ باید ما این را حتماً رعایت کنیم.

— رهبر معظم انقلاب
English فارسی
امروز ۲۲ آبان ۱۳۹۷ آخرین بروز رسانی ۲ شهریور ۱۳۹۴
کاربر مهمان، برای ورود به سایت کلیک کنید
محمدصادق عظیمی فر
دانشجوی دکتری مهندسی نفت

مدیریت جهادی؛ تجلی گاه عقل و عشق

با فاصله گرفتن از وقایع تاریخی و ظهور نسل های جدید به طور طبیعی سوالات و ابهاماتی پیرامون آن واقعه برای نسل جدید بوجود می آید. این خود ضرورت واکاوی حوادث تاریخی را خاصه هنگامی که دست هایی در کار است که در جهت منافعشان قصد تحریف تاریخ را دارند، می رساند.

از سوی دیگر ضرورت عبرت گرفتن از وقایع تاریخی و اینکه بسیاری از وقایع کنونی مصداق این رشته سر دراز دارد هستند و ریشه در گذشته دارند ما را به سوی مطالعه تاریخ هدایت می کند. در این راستا هشت سال دفاع مقدس سرشار از نکات و گنجینه های ارزشمند برای امروز ماست. یکی از وجوه اصلی و قابل تامل جنگ شیوه مدیریت آن بوده است. اداره جنگ در سالهای ابتدایی آن با تکیه بر مدیریت کلاسیک توان ارتش و در سالهای بعد با تکیه بر مدیریت جهادی و توان بسیج مردمی  صورت گرفت.

در این مقال به صورت گذرا مروری بر وقایع دوسال اول جنگ داریم تا نتیجه به کارگیری دو سبک مدیریت مختلف در جنگ بهتر نمایان شود.

جنگ در سال اول- تجاوز و اشغال
شهریور ۱۳۵۹ تا شهریور ۱۳۶۰

تجاوز ارتش عراق به ایران با استعداد ۴۸ یگان سازماندهی شده در قالب تیپ ها و لشکرهای زرهی، مکانیزه و پیاده، با برخورداری از پشتیبانی ۸۰۰ قبضه توپ، ۵۴۰۰ دستگاه تانک و نفربر، ۴۰۰ قبضه توپ ضد هوایی، ۳۶۶ فروند هواپیما و ۴۰۰ فروند هلی کوپتر انجام گرفت[۳]. صدام حسین در آغاز این تهاجم وعده داد که در مدت یک هفته تهران را فتح نماید.
مقاومت اندک نیروهای نظامی در برخی خطوط مرزی سبب گردید نیروهای دشمن به سهولت از خطوط مرزی عبور کنند و برخی شهرهای ایران را مطابق تصویر ۱ محاصره نمایند.
نواقص و کاستی های دفاعی ایران، هنگامی که فرماندهی کل قوا بر عهده بنی صدر بود، نقش زیادی در سهولت پیش روی نیروهای عراقی خصوصا در منطقه خوزستان که در استراتژی تهاجمی عراق جایگاه ویژه ای داشت، گردید. به گونه ای که ایران هیچ گونه آرایش نظامی در منطقه بسیار حساس نزدیک خرمشهر و آبادان نداشت. نزدیک ترین لشکر ایران به منطقه عملیاتی در اهواز مستقر بود که ۴۰ تا ۵۰ کیلومتر تا جنگ فاصله داشت.[۴]
از سویی مقاومت نیروهای مردمی و انقلابی، به ویژه در شهرها، بسیاری از کاستی ها را جبران نمود به گونه ای که نیروهای لشکر ۹ که با عبور از بستان، سوسنگرد و حمیدیه در آستانه ورود به اهواز بودند بر اثر شبیخون نیروهای مردمی و انقلابی عقب نشینی کردند و در پشت دیواره های غربی سوسنگرد زمین گیر شدند و نیز ارتش عراق به دلیل مقاومت های مردمی پس از ۳۴ روز با اختصاص ۲لشکر، موفق به اشغال خرمشهر شد و موفق به اشغال آبادان نشد و تنها توانست آبادان را حصر نماید.
ارتش عراق برخلاف توضيحات و نظریات تحلیل گران نظامی اش در سال اول جنگ نتوانست به پیروزی قاطع و روشنی دست یابد. دلایل این ناتوانی عراق همچنان مبهم است، اما آنچه بیشتر روی آن تاکید می شود”عدم وجود استراتژی نظامی روشن”[۵] است و اینکه نیروهای ارتش عراق نمی دانستند تا چه حد باید پیشروی کنند و اهداف آنها مشخص نبود.بخش دیگر از عوامل عدم موفقیت عراق را”ظهور جنگ مردمی در شهرها” و “تحکیم موقعیت سیاسی ایران” برشمرده اند.
تنها یک هفته پس از شروع جنگ، صدام در سخنانی خطاب به ملت عراق اعلام کرد:
((عراق به مقاصد ارضی خود نایل شده و مایل است خصومت ها را کنار بگذارد و به مذاکره بپردازد.))[۶]
شورای امنیت سازمان ملل به جانبداری از عراق – در حالی که این کشور با اقدام به زور از مرزهای ایران عبور کرده بود- از طرفین متخاصم می خواهد(( از استفاده بیشتر از زور خودداری کند و پیشنهاد صلح میانجیگری و مصالحه را بپذیرند.)) چنانچه روشن است این شورا از صدور قطعنامه امتناع می ورزد و هیچ اشاره ای به نقض تمامیت ارضی ایران نکرده است.
جمهوری اسلامی شرایط خود را اعلام می دارد:
۱- محکومیت متجاوز.
۲- عقب نشیتی نیروهای اشغالگر به مرزهای بین المللی.
۳- پرداخت غرامت.
۴- بازگشت پناهندگان.[۷]
در برابر این اعلام شرایط کلیه هیئت های صلح از ایران درخواست می کردند آتش بس را بپذیر! حال آنکه ایران “عقب نشینی” و “محکومیت متجاوز” را بر هر اقدام دیگری مقدم می دانست.

رهبری عراق متعاقب((نرسیدن به اهداف نظامی)) و ((ناکامی در تحمیل صلح به ایران)) پس از هفته اول جنگ دو راه حل:”عقب نشینی” یا “استقرار در مواضع قبلی اشغالی” فراروی خود داشت. رهبر عراق برای عقب نشینی توضیح روشنی نداشت؛ زیرا بدون اینکه تهاجم به ایران نتیجه ای کسب کرده باشد، باید به داخل خاک عراق عقب نشینی می کرد.
در این مرحله با هدف “آزاد سازی مناطق اشغالی” چهار عملیات طرح ریزی و اجرا کرد که هر چهار عملیات به فرماندهی بنی صدر مبتنی بر تفکر “تکیه بر مانور رزهی” با شکست مواجه گشت.
سپاه نیز در این مدت درگیر جنگ های داخلی بود و از طرف بنی صدر هیچ خط پدافندی به آنها داده نشده بود و در اعطای امکانات به آنها اهمال کاری صورت می گرفت.[۸]
درباره عملکرد منفعل بنی صدر در جنگ دو نظریه غالب وجود دارد، گروهی او را خائن و سرسپرده استکبار تلقی می کردند و معتقد بودند به همین خاطر بنی صدر این سیاست جنگی منفعل را در دستور کار قرار داده از سویی گروهی دیگر او را خائن نمی دانستند بلکه با توجه به ویژگی های خاص شخصیتی و عملکردش، معتقد بودند او به دنبال کسب پیروزی در زمین جنگ برای پیروزی های خود در عرصه سیاست بود ولی به دلیل بی تدبیری و بی تجربگی توان این کار را نداشت.
در همین حال بنی صدر با همکاری سازمان مجاهدین خلق(منافقین) و چپ های آمریکایی با “گسترش دامنه مناقشات داخلی” خاصه در غائله ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ دانشگاه تهران به “بحران سیاسی” دامن زد در حالی که امام دایما بر “اصلی بودن جنگ” تاکید می فرمودند. در نهایت نیز عدم کفایت سیاسی بنی صدر به وسیله مجلس به اتفاق آراء به تصویب رسید.
حال سوال اینجاست که ایران تحت چه شرایطی می تواند اوضاع سیاسی اش را تثبیت نماید و مناطق اشغالی اش را آزاد نماید؟

جنگ در سال دوم- آزادسازی مناطق اشغالی، تداوم جنگ
شهریور ۱۳۶۰ تا شهریور ۱۳۶۱

در مرحله جدید برپایه درکی روشن از ناکامی های بنی صدر و ارتش در آزادسازی مناطق اشغالی، ضرورت شکستن بن بست حاکم بر جنگ و حمله به دشمن، که با تغییر استراتژی جنگ قابل تحقق بود، با حضور سپاه تامین و آغاز شد. شهید حسن باقری در فروردین ۱۳۶۰ پس از بحث با برخی از مسئولان سپاه درباره ضرورت تغییر استراتژی جنگ می گوید:
(( باید به خود جرات داد که این نوع جنگیدن به درد نمی خورد و لازم است استراتژی جنگ عوض شود.))[۹]
تاکید بر ضرورت استراتژی جنگ به موازات ایجاد تردید درباره فرماندهی بنی صدر در سطوح بالای کشور و شورای عالی دفاع، بخشی از موانع موجود را برای ایفای نقش تعیین کننده سپاه در جنگ، بر طرف ساخت. محسن رضایی در این زمینه می گوید:
((استراتژی نظامی به طور کلی در ایران از هم پاشید. در اینجا استراتژی جدید نیروهای حزب الله آغاز شد. نیروهای حزب اللهی آمدند و جنگ انقلابی را تدوین کردند و براساس آن یکسری عملیات های محدود انجام شد.))[۱۰]
آموزه جدید نیروهای انقلابی (سپاه و بسیج) در مرحله نخست شامل اصولی بود که به طور بنیادین با تفکر و روش فرماندهی بنی صدر در تعارض قرار داشت. این اصول چنین بود:
۱- حملات پی در پی به دشمن با اجرای عملیات محدود.
۲- تکیه بر عوامل معنوی همچون وحدت، ایمان وعشق به شهادت.
۳- جذب نیرو و گسترش سازمان های بسیجی.
۴- همکاری با نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران و به کارگیری نیرو و امکانات آنها.
۵- اتخاذ تاکتیک های جدید با اتکا بر نیروهای پیاده و اجرای عملیات در شب.

نتایج حاصله از اجرای عملیات های محدود علاوه بر نمایاندن ضعف های دشمن و توانایی و قابلیت های نیروهای انقلابی، صحت استراتژی جدید را تایید کرد. ضمن اینکه روحیه یاس و ناامیدی که پس از شکست تلاش های نظامی کلاسیک به فرماندهی بنی صدر بروز کرده بود برطرف شد و در عین حال زمینه را برای پشت سر نهادن بحران بی ثباتی سیاسی در کشور آماده ساخت.
سرانجام عملیات ثامن الائمه با هدف شکستن حصر آبادان در تاریخ ۵ مهرماه ۱۳۶۰ در شرق رودخانه کارونآغاز شد و پس از ۴۸ ساعت نبرد، کلیه مواضع دشمن در هم کوبیده شد و کلیه اهداف عملیات تامین شد. یکی از کارشناسان نظامی خارجی بر این مسئله تاکید کرد:
((این پیروزی این حقیقت را آشکار ساخت که برتری در قدرت زرهی و هوایی می تواند بی معنا باشد.)) [۱۱]
اولین نتیجه کلی و برجسته عملیات ثامن الائمه عبارت بود از “در هم شکستن استراتژی دشمن در نقطه اصلی آن”[۱۲] ، نتیجه دوم “کسب اعتماد به نفس برای برداشتن گام های بلندتر” بود. در واقع پیروزی در عملیات ثامن الائمه نیروهای انقلابی را برای ادامه جنگ مطمئن کرد و وضعیت روانی مناسبی در جامعه به وجود آورد و امید و اعتماد برای کسب پیروزی حاصل شد. در نتیجه، این تحول موقعیت و زمینه لازم را برای طرح ریزی “استراتژی آزادسازی مناطق اشغالی” [۱۳]براساس ساختار و ترکیب جدید نیروها و استراتژی و تاکتیک های جدید فراهم کرد.
در چارچوب استراتژی جدید و با ترکیب و هماهنگی نیروها و سازماندهی سپاه در شکل تیپ، عملیات طریق القدس با هدف قطع ارتباط دشمن از شمال به جنوب با تصرف و تامین تنگه چزابه و همچنین آزاد سازی شهر بستان و ۷۰ روستای دیگر آن، در هشتم آذر ۱۳۶۰ آغاز شد و غافلگیری دشمن نسبت به تاکتیک ویژه عملیات( عبور از زمین های رملی)، زمینه های انهدام دشمن و کسب پیروزی را فراهم کرد.
برجسته ترین ویژگی عملیات طریق القدس “نقش بسیار مهم نیروهای مردمی” بود که در واقع برای اولین بار به صورت گسترده به کار گرفته می شدند.
متعاقب تلاش هایی که در زمینه طرح ریزی، مهندسی و پشتیبانی انجام گرفت سرانجام در تاریخ ۲/۱/۱۳۶۱، عملیات فتح المبین آغاز شد و طی یک هفته کلیه مواضع دشمن منهدم و منطقه به طور کامل پاکسازی شد. اسارت ۱۷۰۰۰ تن از نیروهای دشمن نشان دهنده ی میزان موفقیت عملیات و مهم تر از آن فروپاشی اردوگاه دشمن بود.
گسترش پیروزی های ایران و تزلزل در وضعیت نظامی دشمن، حامیان منظقه ای و جهانی عراق را مضطرب و نگران کرد. برخی از سران کشورهای عربی فشارهای بسیاری به آمریکا وارد کردند تا به حمایت از عراق اقدام نماید. یکی از مقامات وزارت دفاع آمریکا طی سخنانی صریحا اظهار کرد:
((کمک به عراق، برای واشنگتن در جهان عرب منافع زیاردی به همراه خواهد داشت.)) [۱۴]
طرح ریزی و اجرای عملیات بیت المقدس در فضایی کاملا متفاوت با عملیات های پیشین انجام گرفت. نخست آنکه دشمن درباره منطقه عملیات هوشیار بود زیرا تنها منطقه ای که در جنوب همچنان در اشغال دشمن قرار داشت، منطقه غرب رودخانه کارون بود و طبیعی به نظر می رسید که قوای نظامی ایران این منطقه را برای عملیات انتخاب کنند. بنابراین امکان غافلگیری دشمن درباره مکان عملیات وجود نداشت.
تدبیر فرماندهان سپاه بر این بود که تلاش اصلی عملیات باید در عبور از رودخانه کارون و تصرف سرپلی بزرگ متمرکز شود. حال آنکه فرماندهان ارتش براساس تفکر کلاسیک بر این نظر بودند که تلاش اصلی باید با اتکا به جاده اهواز – خرمشهر انجام شود.[۱۵]
سرانجام براساس نظر سپاه عملیات در ساعت ۳ بامداد دهم اردیبهشت ۱۳۶۱ آغاز و در چهار مرحله اجرا شد و به پیروزی رسید. در این عملیات ۱۹۰۰۰ تن از نیروهای دشمن به اسارت قوای ایران درآمدند.[۱۶]
فتح خرمشهر صرف نظر از بازتاب های سیاسی آن، از بعد نظامی بسیار حائز اهمیت بود. عوامل موثر در پیروزی ایران علاوه بر استراتژی برتر، اجرای تاکتیک ویژه عملیات عبور از رودخانه کارون و افزایش توان رزمی سپاه بود. در مقایسه با عملیات ثامن الائمه و در فاصله ۹ ماه توان رزمی سپاه نزدیک به ۱۰ برابر رشد و افزایش نشان می داد. در واقع گرچه سپاه به عنوان یک نهاد انقلابی و به تناسب ضرورت های انقلاب متولد شد ولی “در خوزستان و در لابلای حوادث جنگ تحمیلی به رشد و بالندگی رسید”[۱۷] و موقعیت آن تثبیت شد.
سرعت عمل قوای نظامی ایران با اتکا به تاکتیک ویژه اش نه تنها تمام امیدهای حامیان عراق را بر باد داد ، بلکه دامنه نگرانی و اضطراب آنها را درباره سرنوشت سیاسی رژیم صدام و آینده منطقه گسترش داد. روزنامه آلمانی دویچه سایتونگ طی تحلیلی در این باره نوشت:
((خطر پیروزی ایران و در نتیجه در هم ریختن عراق، نظام های حاکم منطقه را پس از سقوط رژیم بعثی بغداد، تهدید می کند و احتمال مداخله ابرقدرت ها را نیز به دنبال دارد.)) [۱۸]
تلاش جهانی در راستایی بود که از دادن هرگونه امتیاز به ایران خودداری شود تا جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای ظاهر نشود. در این شرایط سازمان ملل شرایط ایران را مبنی بر محکومیت متجاوز و پرداخت غرامت به ایران نپذیرفت و همچنان بر تقدم آتش بس به هر اقدام دیگری تاکید می کرد. در این شرایط که با تعیین متجاوز و پرداخت غرامت موافقت نشده بود و ایران در موضع قدرت قرار داشت و نیز هنوز بخش هایی حساسی از خاک ایران در اشغال عراق مانده بود و احتمال تجدید قوا و ندارک حمله جدید توسط صدام در صورت ترک مخاصمه و بازگشت به مرزهای بین المللی وجود داشت، ایران به این نتیجه رسید که برای “پایان شرافتمندانه” جنگ به این معنا که حقوق ایران تامین شود و نیز تضمین شود راهی به جز ادامه جنگ ندارد.
منابع و ماخذ:
:[۱] آنتونی کردزمن و آبراهام.آر.واگنر، درسهایی از جنگ مدرن- جلد دوم:جنگ ایران و عراق
:[۲] روزنامه انقلاب اسلامی ۱۷/۹/۱۳۵۹
:[۳] مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، از خونین شهر تا خرمشهر، چاپ دوم، خرداد ۱۳۷۳، ص ۲۳ و۲۶
:[۴] آنتونی کردزمن و آبراهام.آر.واگنر، درسهایی از جنگ مدرن- جلد دوم:جنگ ایران و عراق
:[۵] مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، آغاز تا پایان، چاپ یازدهم، ۱۳۸۷، ص ۳۱
:[۶] مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، از خونین شهر تا خرمشهر، چاپ دوم، خرداد ۱۳۷۳، ص ۵۱
:[۷] وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، “طرح سیاسی جمهوری اسلامی ایران برای خاتمه جنگ”، آذر ۱۳۶۶، ص ۱
:[۸] مناظره محسن رضایی و ابوالحسن بنی صدر، نشریه ناوک دانشگاه صنعتی امیرکبیر(منتشر نشده)
:[۹] شهید حسن باقری، “دفترچه یادداشت های روزانه”، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
:[۱۰] محسن رضایی، “تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق”، در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران
:[۱۱] آنتونی کردزمن و آبراهام.آر.واگنر، درسهایی از جنگ مدرن- جلد دوم:جنگ ایران و عراق
:[۱۲] محسن رضایی، “تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق”، در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران
:[۱۳] محسن رضایی، “تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق”، در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران
:[۱۴] روزنامه اطلاعات ۱۷/۱۱/۱۳۶۰
:[۱۵] مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، از خونین شهر تا خرمشهر، چاپ دوم، خرداد ۱۳۷۳، ص ۱۱۳
:[۱۶] مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، از خونین شهر تا خرمشهر، چاپ دوم، خرداد ۱۳۷۳، ص ۱۲۱
:[۱۷] آیت الله خامنه ای در جمع مسئولان استان خوزستان، روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۶/۱۲/۱۳۷۵
:[۱۸] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه “گزارش های ویژه”، شماره ۶۳، ۱/۳/۱۳۶۱

1480 بار مشاهده
ارسال شده توسط مدیر سایت

بخش نظرات

    3 سال پیش
    آرش


    بسیار عالی

اگر کاربر سایت هستید، برای ثبت نظر با مشخصات خود، ابتدا شوید.