فرصت ها چونان ابرها در گذر است

— امام علی علیه السلام
English فارسی
امروز ۲۲ آبان ۱۳۹۷ آخرین بروز رسانی ۲ شهریور ۱۳۹۴
کاربر مهمان، برای ورود به سایت کلیک کنید
دکتر محمدتقی آذرشب

الزامات امنیت منطقه ای و استراتژی امنیتی ایران در خاورمیانه

 

چکیده :

امنیتی سازی یکی از دغدغه های اصلی کشورهای منطقه خاورمیانه است نظر به اهمیت امنیت در ساختار نظام بین الملل منطقه خاورمیانه را باید یکی از مناطقی دانست که رویکردهای امنیتی در آن از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است. بسیاری از تهدیدات امنیتی ریشه در منطقه دارد کشورهای منطقه به این تهدیدات دامن می زنند و از سوی دیگر به دلیل ویژگی های ژئوپلتیک و منابع سرشار نفت در خاورمیانه قدرتهای منطقه ای نقش چشمگیر و موثری در بروز تهدیدات امنیتی دارند. از جمله شاکله این پژوهش طرح نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای بوزان است که خاورمیانه از جمله مناطقی است که این نظریه بر آن صدق می کند. همجواری ، هویت مشترک ، شباهت ها و تضادها ، نیازهای اقتصادی و پیوندهای فرهنگی و قومی از جمله متغییرهای مجموعه امنیتی منطقه ای هستند. ایجاد امنیت منطقه ای مستلزم ساختاری مشارکت جویانه که بر پایه اعتماد سازی است از این رو استراتژی امنیتی جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به امنیت در چارچوب تعامل سازنده با کشورهای منطقه امکان پذیر خواهد بود که این امر نیازمند تهدید زدایی و غیر امنیتی کردن استراتژی امنیتی ایران در منطقه تبلور خواهد یافت.

 

لغات کلیدی : مجموعه امنیتی منطقه ای، ساختار مشارکت جویانه ، تعامل سازنده ، تهدید زدایی و غیر امنیتی کردن استراتژی امنیتی ایران

 

مقدمه :

تحقق سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران که تصویری مطلوب و آرمانی را برای جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ به نمایش می گذارد مستلزم دستیابی به سطح مطلوبی از امنیت است و دستیابی به اهداف سند چشم انداز نیازمند محیط امن و با ثبات است. در واقع محیط امن مقدمه تحولات اساسی و دگرگونی در ساختار نظام اقتصادی ، سیاسی ، نظامی و فرهنگی است. امنیت از جمله مفاهیمی است که تابع انتزاعات  ذهنی  ، تجربیات و حوزه قدرت است و مربوط به محیطی است که همواره نا امنی از ان برداشت می شود که این تعریف رویکردی سلبی نسبت به امنیت است در رویکرد ایجابی مراد از امنیت ایجاد فضای مناسب و شرایط مطلوب است. اساسی ترین رفتاری که امنیت را در معرض خدشه قرار می دهد تهدید است ؛ هر چیزی که بتواند امنیت را از بین ببرد ، احساسش را مخدوش کند و از حرکت آن در راستای منافع و اهداف جلوگیری نماید تهدید نامیده می شود. براساس مرجعی که برای امنیت انتخاب می شود به راحتی می توان تشخیص داد که چه چیزی تهدید می باشد. هر چیزی که اهداف مرجع امنیت را مورد خدشه قرار دهد تهدید است.

منطقه در برگیرنده جغرافیایی خاصی است که در جغرافیایی سیاسی مشخص شده است گروهی از کشورهای یک حوزه جغرافیایی که دارای مرز مشترک می باشند یک منطقه را تشکیل می دهند وجه غالب در تعریف منطقه خصوصاً از نظر تئوری مجموعه امنیتی منطقه ای سرزمین و داشتن مرز مشترک بین کشورهاست. کشورها براساس حوزه های جغرافیایی به مناطقی تقسیم می شوند که دارای فرهنگ های متعدد ، زبان و ادیان متنوع هستند و یک مجموعه را تشکیل می دهند. امنیت منطقه ای واحدی از سطح تحلیل بین المللی است که واحدهای سیاسی امنیت خود را در آن جستجو می کنند واحدهای که آن اندازه به هم نزدیک هستند که امنیت آنها از هم قابل تفکیک نیست و نگرانی های امنیتی آنها را به یکدیگر گره می زند. در یک مجموعه امنیتی منطقه ای امنیت کشورها به هم وابسته است و کشورها برای تامین امنیت ناگزیر از تعامل و همکاری می باشند.

در دنیای پیچیده کنونی تدوین استراتژی ها و پیش بینی تحولات آینده از ضرورت های است که دولت ها برای تامین امنیت به آن نیازمند هستند. به کارگیری استراتژی مناسب و مطلوب در جهت کم کردن تنش ها از جمله ضرورت های است که اهمیت فراوانی برای اثر گذاری و تعامل سازنده و موثر با کشورهای منطقه دارد. براساس سند چشم انداز منطقه آسیای جنوب غربی شامل خاورمیانه ، قفقاز ، آسیای مرکزی و کشورهای همسایه است. خاورمیانه زیر سیستم منطقه آسیای جنوب غربی است کشورهای این منطقه با توجه به شرایط داخلی و با توجه به ساختار نظام بین الملل با یک نا امنی فراگیر و همه جانبه دست به گریبان هستند این گونه کشورها نمیتوانند در بعد امنیتی از تاثیر نظام بین الملل بر سمت گیری ها و سیاست های خارجی خود چشم پوشی کنند. جمهوری اسلامی ایران در محیط پیرامونی خود با تهدیدات متعددی مواجه است که موجب شده امنیت و بقای نظام به مخاطره افتد گسترش سلاحهای کشتار جمعی ، رشد تروریسم و بنیاد گرایی ، وجود منازعات و اختلافات درونی ، منازعات و شکاف های قومی و قبیله ای ، مهاجرت ها و جریان آوارگان و پناهندگان ، نا آرامی های اجتماعی و خشونت گرایی ، کاهش رفاه و رشد بیکاری و بی ثباتی های ناشی از آلودگی محیط زیست از جمله تهدیداتی هستند که ناشی از محیط پیرامونی کشور است. این در حالی است که کشورهای فرا منطقه ای برای مخدوش کردن چهره جمهوری اسلامی ایران در منطقه در تلاش هستند تا با تبلیغات شدید و اتهاماتی نظیر فعالیت های هسته ایران برای تولید بمب اتمی ، همکاری و حمایت از تروریسم بین المللی و نقض حقوق بشر در جهت بی اعتبار کردن و منزوی ساختن ایران گام بردارند.

سوالی که در این پژوهش به آزمون گذاشته می شود این است که ساختار امنیتی خاورمیانه چه الزامات و بایسته های را متوجه استراتژی امنیتی ایران می کند ؟ فرضیه پژوهش حاضر نیز که در ادامه در صدد تبیین آن هستیم عبارت است از اینکه امنیت  در خاورمیانه مستلزم ساختار مشارکت جویانه و همیارانه است که شاخصه اصلی آن در قالب فرایند غیر امنیتی کردن استراتژی امنیتی ایران در منطقه تبلور می یابد. جمهوری اسلامی ایران با کشورهای عرب منطقه در زمینه های جغرافیایی ، سیاسی ، اقتصادی ، امنیتی و فرهنگی نگرانی های متقابل دارد که حفظ اعتماد متقابل برای هر دو طرف اهمیت بیشتری خواهد داشت. امنیت مشارکتی می تواند به بهبود روابط بین کشورهای منطقه کمک کند. بر این اساس نظام امنیت مشارکتی فرایندی همراه با اقدامات اعتماد ساز است که امنیت را از زاویه تنگ نظامی خارج و از رقابت به همکاری تبدیل می کند.

با پیروزی گفتمان اعتدال گرایی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری شاهد تغییر ملموس در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران هستیم ادامه فضای اعتماد آمیز در نتیجه انتخاب دکتر حسن روحانی نیازمند تغییر لحن ، نگرش و رویکردهای سیاست خارجی است. در این میان نهادهای بین المللی از جمله عوامل تسریع کننده همکاری میان دولت ها هستند همکاری و تعامل با نظام بین الملل به ویژه کشورهای منطقه خاورمیانه و بهره مندی حداکثری از نخبگان و صاحبان اندیشه در سیاست خارجی می تواند در غیر امنیتی سازی استراتژی های امنیتی ایران موثر باشد.

مباني نظري : نظريه مجموعه امنيتي منطقه اي بوزان:

بعد از جنگ سرد منطقه گرايي به عنوان يك چشم انداز نظم امنيتي شناخته شد. منطقه به عنوان يك واحد جغرافيايي است كه از چندين كشور تشكيل شده كه حدود آن براساس مرزهاي فيزيكي و ويژگي هاي ايدئولوژيك تعيين مي گردند(جعفری ولدانی،۱۳۸۸: ۲۴). در واقع برای شکل گیری یک نظام منطقه ای چندین متغییر لازم است از مهمترین متغییرها وضعیت جغرافیایی است. همجواری چند کشور، مرزها، وسعت و غیره عناصر جغرافیایی هستند که براساس آنها منافع مشترک یا متضادی را برای کشورهای منطقه ایجاد می کند از جمله متغییر دیگر هویت است عوامل مختلف ایدئولوژیکی و سیاسی در پیدایش هویت یک منطقه نقش مهمی را ایفا می کند. شباهت ها و تضادها پیش زمینه شکل گیری نظام منطقه ای را فراهم می کنند. از دیگر متغییرهای تاثیر گذار بر شکل گیری نظام های منطقه ای نیازهای اقتصادی کشورهای یک منطقه به یکدیگر و پیوندهای فرهنگی، قومی، مذهبی و تاریخی است که در پیدایش نظام های منطقه ای نقش زیربنایی را دارند. لویس فاست معتقد است؛ کشورها در روند منطقه گرایی به دنبال قدرت و امنیت هستند. و در جهت بقای نظام خود با دیگر کشورها همکاری می کنند. دولتهای نیرومند و قوی منطقه بنیان گذاران روند منطقه گرایی هستند و دولتهای کوچک به دنبال دست یابی به مزایای همکاری های منطقه ای که حداقل ترین آن تامین ثبات و امنیت است هستند( فاست،۱۳۸۷: ۳۰۸).

واضع نظريه مجموعه امنيتي منطقه اي باري بوزان است بوزان در تعریف اولیه از یک مجموعه امنیتی منطقه ای چنین اظهار می دارد گروهی از دولت ها که نگرانی اصلی امنیتی آنها تا اندازه ای به یکدیگر گره خورده است که امنیت ملی آنها را به صورت منطقی نمی توان جدایی از یکدیگر مورد توجه قرار داد. در كتاب مناطق و قدرتها نظريه مجموعه امنيتي منطقه اي مورد بازنگري قرار گرفت درتعریف جدید بوزان و ویور یک مجموعه امنیتي منطقه ای را چنین توضیح داده اند مجموعه ای از واحدها که در آنها فرایندهای عمده امنیتی کردن و غیرامنیتی کردن یا هر دوی آنها آن اندازه درهم تنیده شده اند که مشکلات امنیتی نمی تواند جدایی از یکدیگر تحلیل یا حل شود(بوزان وویور،۵۵:۱۳۸۸).

براساس نظريه مجموعه امنيتي منطقه اي تهديدات مسافت هاي كوتاه را آسان تر و راحت تر نسبت به مسافت هاي طولاني طي مي كنند. در واقع ترس ها و دغدغه هاي درون منطقه اي باعث ظهور مجموعه امنيتي منطقه اي مي شود. مجموعه امنيتي منطقه اي داراي ويژگي ها و متغييرهاي است اولين متغيير وابستگي متقابل امنيتي است كه از عوامل رشد همكاري است كه باعث تبيين روابط و رفتار دولتها در عرصه روابط بين الملل و منطقه اي مي شود. وابستگی متقابل امنیتی ناظر بر وجود شبکه ای از تعاملات و روابط امنیتی بین اعضای یک مجموعه امنیتی منطقه ای است که باعث ایجاد احساس مجموعه بودن میان گروهی از کشورها می گردد و از طرف دیگر بدین معناست که وجود یک مجموعه امنیت منطقه ای امکان دارد لزوما با خواست  و اراده کشورهای عضو این مجموعه انطباق نداشته باشد(عبداله خانی،۱۳۸۳: ۱۵۶). وابستگی متقابل امنیتی به معنای آن است که نا امنی یک واحد به معنای نا امنی در واحدهای دیگر است این وجه مثبت وابستگی متقابل امنیتی است و در وجه منفی امنیت یک دولت به معنای نا امنی دیگر واحدهاست دولت ها به دلیل اهمیتی که به رفاه ملی می دهند ناچارند از طریق دیپلماسی و ابزارهای مسالمت آمیز با واحدهای سیاسی دیگر رابطه داشته باشند که به نوبه خود وابستگی متقابل بین دولتها را به وجود می آورد. وجود الگوهاي دوستي و دشمني دومين ويژگي مجموعه امنيتي منطقه اي است که ناظر بر وجود اختلافات تاریخی میان کشورهای عضو یک مجموعه امنیتی منطقه ای می باشد. بوزان و ویور معتقدند که الگوی دوست و دشمنی از سطح منطقه ای آغاز شده که بازیگران جهانی را از یک طرف و متغیرهای داخلی را از طرف دیگر در بر می گیرد این الگوی ویژه که کی از چه کسی می ترسد و یا چه کسی را دوست دارد ترکیبی از سیاست، تاریخ و شرایط مادی به صورت درونی در سطح منطقه تولید می شود(بوزان و ویور،۱۳۸۸: ۵۸).

سومين ويژگي یک مجموعه امنیت منطقه ای مجاورت جغرافیایی است بوزان و ویور داشتن مرز مشترک میان اعضای مجموعه امنیتی منطقه ای را لازم می دانند در واقع مرز جغرافیایی مجموعه امنیتی منطقه ای را از مناطق دیگر جدا و  متمایز می سازد از سوي ديگر لیک و مورگان قدرتهای فرا منطقه ای تاثیرگذار را جزء مجموعه امنیت منطقه ای می دانند(پيشين ،۵۶). چهارمین متغییر در نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای وجود حداقل دو بازیگر قدرتمند و موثر است قدرت های منطقه ای و قدرت های جهانی در نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای از یکدیگر تفکیک می شوند. در جهانی که در آن حدود ۲۰۰ دولت وجود دارد ابرقدرت ها یک انتهای طیف قدرت های عمده را اشغال می کنند و قدرت های منطقه ای نظیر برزیل ، نیجریه ، مصر، ایران و… انتهای دیگر طیف را به خود اختصاص می دهند در وسط این طیف قدرت ، قدرتهای بزرگ قرار دارند که قوی تر از قدرت های منطقه ای هستند اما فاقد تمامی ویژگی های ابر قدرت ها هستند(پيشين،۴۵-۴۴).

امنيتي سازي / غير امنيتي سازي:

امنیتی سازی ((securization را بوزان در مکتب کپنهاک ابداع کرد مكتبي كه امنيت را از بعدهاي نظامي ،اقتصادي ، زيست محيطي ، اجتماعي و فرهنگي را مورد بررسي قرار مي دهد. مكتب كپنهاك دولتها را قويترين بازيگران در نظام بين الملل مي داند و به جهت اقتدار سياسي حالتي مسلط و غالب داشته و از ابزار زور استفاده مي كند. امنیتی سازی فرایندی است که به موجب آن موضوعی که قبلا و اساسا امنیتی نبوده در مقوله امنیت می گنجد یا تعریفی امنیتی از آن می شود غیر امنیتی کردن برخلاف آنچه که ذکر شد تبیین می شود یعنی موضوعی که از درجه امنیتی برخوردار است تقلیل پیدا می کند و از دستور کار امنیتی خارج می شود. گفتمان امنیتی سازی و شکستن قوانین و رویه های موجود دو شرطی هستند که موضوعی را امنیتی می کنند. گفتمان امنیتی ساز شامل بازیگران کارآمد می شود فرد یا گروهی هستند که موضوعات را با اظهار این مسئله که چیزی از لحاظ  وجودی در معرض تهدید است امنیتی می سازند. بازیگران کارآمد صرفا دارای تاثیر بر تصمیمات در حوزه امنیت می باشند بازیگران امنیتی ساز تنها مرجع امنیتی ساختن یک موضوع می باشند. اما برای آنکه موضوعی در آستانه امنیتی شدن قرار گیرد باید از قوانین، مقررات و رویه های جاری کشور مورد نظر عبور کند. که نیازمند اقدامات ضروری و خارج از رویه ها می باشد( عبداله خانی،۱۳۸۳: ۱۵۰). در واقع امنيتي سازي نتيجه شكست ديپلماسي و بن بست سياسي است امنيتي سازي كاربرد قوه قهريه و به كارگيري ابزارهاي نظامي را موجه سازد.

غيرامنيتی سازی(desecuritization) به معنای گسترش دادن مرزهای سياست معمول است. غيرامنيتي سازی عبارت است از فرايند خارج سازی مسائل از دستور كار امنيت و بازگرداندن آنها به حيطه مذاكرات سياسی عمومی و كوشش در رفع اختلاف و نيل به مصالحه سياسی معمول است. اعلام اينكه موضوع يا عامل خاصی ديگر مشمول تهديد امنيتی نمی شود منجر به ادامه بحث در خصوص صحت اين اعلان می شود. بنابراين غير امنيتی شدن نه از طريق مذاكره بلكه بواسطه عدم وجود بحث و مذاكره در مورد آن روی می دهد(آراس و كاركايا پولات ، ۱۳۸۶: ۵۷-۵۶). در پاسخ به اين سوال كه واحدهای كه فرايند غيرامنيتی كردن در آنها رخ می دهند كدامند؟ نظريه مجموعه امنيتی منطقه ای همچنان دولتها را به صورت دو فاكتو در مركز ساختار امنيت جهانی قرار می دهد و نيز به واحدهای ديگری غير از دولتها هم اجازه  بروز و ظهور می دهد. مجموعه امنيتی منطقه ای دولتها و بازيگران غيردولتی را واحدهای می داند كه پويش های غيرامنيتی را انجام مي دهند. در اين ميان نقش دولتهای قوی بيش از ديگر واحدهاست.

خصائل امنيتي منطقه خاورميانه :

مبحث امنيت يكي از مهمترين مباحثي است كه مرتبط با اوضاع سياسی و اجتماعي كشورهاي خاورميانه است بيشترين چالش ها و تهديدات در منطقه خاورميانه بويژه زير مجموعه آن خليج فارس وجود دارد. در واقع بحث از امنيت در خاورميانه مساوي با در خطر افتادن بقاء و حاكميت دولت هاي منطقه است. منطقه خاورميانه كانون بحران در جهان است و معماي امنيت در منطقه در بالاترين سطح وجود دارد از يك منظر ريشه بحران ها در درون كشورهاي منطقه است به گونه اي كه به ميدان كارزاری تبديل شده و هر كشوري به دنبال افزايش قدرت خود و كاهش قدرت ديگران است. از سوي ديگر در بروز تهديدات در خاورميانه نقش متغييرهاي جهاني برجسته است  حضور قدرت هاي فرا منطقه اي باعث تشديد تنش ها و تقويت اختلاف ها ميان كشورهاي منطقه و قوميت ها شده است از اين رو تهديدات در خاورميانه در دو حوزه تهديدات درون منطقه اي و فرا منطقه اي مورد بررسي قرار مي گيرد.

 

الف) خصائل امنيتی در سطح منطقه ای :

گسترش سلاحهای کشتار جمعی ، اقتصاد توسعه نیافته ، دولت های ضعیف و شکننده ، بحران مشروعیت و هویت ، رشد تروریسم ازجمله تهدیداتی است که باعث شده اند منطقه با حجم وسیعی از بی ثباتی و نا امنی مواجه شود و هیچ گونه نظام امنیتی در راستای استقرار نظم امنیتی پایدار و جامعی شکل نگرفته است با وجود اینکه امنیت دغدغه مشترک کشورهای منطقه است اما ساز و کاری برای مدیریت بحران ها و امنیتی سازی شکل نگرفته و بین دولتها اختلاف نظرهای جدی وجود دارد.

سلاحهای کشتار جمعی((Weapons of Mass-Destruction به عنوان یکی از ابزارهای افزایش قدرت است. دستیابی به سلاحهای هسته ای در مرحله اول برای جلوگیری از حمله دشمن و قدرت بازدارندگی و ایجاد ترس است. در مرحله بعد دست یابی به این گونه سلاح ها در جهت به دست آوردن موقعیت و پرستیژ ملی است. چندین عامل باعث گرایش کشورها به سلاحهای نا متعارف و متعارف در کشورهای خاورمیانه شده است از جمله آنها پرستیژ و جایگاه بهتر در منطقه و جهان، نیاز به بازدارندگی رقبا و دشمنان، وجود مسابقات تسلیحاتی میان کشورهای منطقه، بدبینی و بی اعتمادی به دوستان و عدم پیش بینی دشمنان آینده نیاز به کسب توانائی نظامی را افزایش داده است(جعفری ولدانی،۱۳۸۸: ۱۰۴).

سلاح های كشتار جمعی با وجود گروه های تروریستی ابزاری خطرناك برای كشورهای منطقه است. این بازیگران به دلیل غیر دولتی بودن و عدم احتیاط و اهداف خطرناکی که دارند استفاده از این سلاح ها را در خاورمیانه گسترش می دهند که نتیجه اش جز تنش و نا امنی نخواهد بود. یک دولت ممکن است به دلیل رقابتی که با دولت های دیگر دارد گروهای تروریستی را به این سلاح ها بر علیه رقبا و دشمنانش مجهز کند. ریشه تروریسم را در خاورمیانه می توان در نوع آموزش های دینی در کشورهای نظیر عربستان، یمن و عراق دانست که افراطی گری را دامن می زنند. در واقع بن لادن، القاعده و پیروان افغان و عربش به نوعی دست ساخته امریکا بودند و علیه نفوذ شوروی در افغانستان پرورش یافتند آنها نه به خاطر تفاوت های مذهبی یا فرهنگی بلکه به واسطه حضور  امریکا در عربستان محل دو مسجد(دار الشرفین) و کنترل این کشور بر نفت اعراب و محاصره عراق و حمایت از اسرائیل علیه فلسطینی ها بر علیه امریکا تغییر موضع دادند Busch,2003:p.236) ).

منطقه خاورمیانه کانون منازعات مرزی و سرزمینی است می توان گفت که تمامی کشورهای عضو منطقه با یکدیگر بر سر مرزها اختلاف دارند و همین آینده منطقه را تیره و تار کرده است. خاورمیانه از جنگ جهانی دوم به این طرف منطقه ای بحران زا و جنگ زده بوده است.  جنگ اعراب با اسرائیل، جنگ ایران و عراق و جنگ عراق و کویت تنها نمونه ای از جنگ های مهمی هستند که در این منطقه روی داده است. این جنگ ها خود نمایانگر تعارض در منطقه خاورمیانه است اختلافات مرزی انعکاس ماهیت مبهم دولت در منطقه است اختلافات میان مصر و لیبی، اردن و سوریه، مراکش و موریتانی، اسرائیل و لبنان و عربستان سعودی و یمن که ناشی از میراث استعمار و شکل گیری مرزهای مصنوعی بدون توجه به فرهنگ و قومیت کشورها در منطقه بوده است. از نتایج صورت بندی اجتماعی نا همگونی ، وقوع برخوردها و تنش های قومی در داخل مرزها ملی کشورهای منطقه است به گونه ای که این موضوع به واقعیتی انکار ناپذیر در زندگی مردم منطقه تبدیل شده است در بسیاری از کشورها غلبه نهایی یک گروه خاص به انحصارگرایی و سرکوب کل عرصه سیاسی می انجامد(Gurrand Harff,1994:p.7). بیش از۲۳۰ میلیون نفر جمعیت خاورمیانه از چندین قوم تشکیل می شود. پراکندگی، تعداد و اهمیت هر یک از اقوام از کشوری به کشور دیگر فرق می کند. در کشورهای مثل عربستان سعودی  اقلیت های قومی یا وجود ندارند یا از اهمیت چشمگیری برخوردار نیستند. در حالیکه تنوع قومی در بعضی از جوامع مانند ایران بیشتر است. بيش از دو مليون اقليت كرد در عراق وجود دارد كه از ساليان گذشته براي كسب امتيازات گوناگون تلاش مي كنند. (سلیمانی،۱۳۸۹: ۱۹۳).

نفت زمینه تحکیم موقعیت دولت عربستان سعودی را ایجاد و منابع لازم را برای تامین هزینه های یک بوروکراسی مدرن فراهم کرده است و اگر درآمدهای نفتی نبود دولت سعودی به سختی می توانست موقعیت خود را با تکیه بر درآمدهای حاصل از زیارت حج و مالیات ستانی از جمعیتی به شدت فقیر مستحکم کند ثروت نفت در خلیج فارس به تحکیم موقعیت و در برخی موارد به پدیدار شدن دولت های مستقل منجر شده است در صورت نبود ثروت نفت این دولت ها به سختی به حیات خود ادامه می دادند و یا به سادگی ناپدید می شدند(Luciani,2005:p.p 85-87). مفهوم ملت که در جوامع مدرن از نشانه های قدرت دولت است در خاورمیانه اعتبار ندارد احزاب ، انجمن ها ی مدنی و گروه های اجتماعی دارای پایگاه مردمی و مورد پسند دولتمردان نیستند اکثر کشورهای حوزه خلیج فارس دارای ساختار های قومی و قبیله ای هستند و جامعه مشروعیت سیاسی حکومت را مورد پذیرش قرار داده اند. رژیمی که از مشروعیت سیاسی بالایی برخوردار است از توان بازدارندگی بیشتری در مقابل جنگ داخلی یا انقلاب برخوردار خواهد بود(لی جی مارتین،۱۳۸۹: ۴۵).

تشدید بحران آب در طی سالهای اخیر لزوم توجه بیشتری از سوی کشورهای منطقه را می طلبد. نشت نفت در طول جنگ های خلیج فارس از طریق میدان های نفتی و ورود بیش از میلیون ها بشکه نفت در جریان حمله عراق به کویت و نیز نشت میلیون ها تن نفت به آبهای خلیج فارس و دریایی عمان تاثیر بسزایی در افزایش آلودگی آبهای خلیج فارس داشته است. هم چنین عبور و مرور شناورهای که به حمل و نقل نفت خام و محصولات نفتی می پردازند و درپی آن تخلیه مواد زائد مانند شتشوی موتور، فاضلاب، آب توازن کشتی و بسیاری از موارد دیگر سبب بروز مداوم انواع آلودگی ها در منطقه شده است. از سوی دیگر برخی از کشورهای منطقه برای افزایش وسعت سرزمینی و داشتن ساحل بیشتر و بدست آوردن منافع اقتصادی حاصل از گردشگری اقدام به ساخت جزایر مصنوعی در خلیج فارس کرده اند.

جزیره مصنوعی جزیره ای است که ساخت دست بشر باشد و عوامل طبیعی در ایجاد آن نقشی نداشته باشد. در منطقه خاورمیانه امارات متحده عربی اولین کشوری است که تصمیم خود را برای استفاده از این نوآوری بشری اعلام کرد این کشور در نظر دارد طی۱۰ سال ۳۲۵ جزیره مصنوعی را برپا کند و با پایان این پروژه امارات به جای۶۰۰ کیلومتر۱۲۰۰ کیلومتر ساحل در اختیار خواهد داشت(بنی اسد زاده،۱۳۸۸: ۱۳۴). ساخت جزایر مصنوعی از سوی امارات متحده عربی باعث تغییر در اکوسیستم خلیج فارس که باعث عدم تعادل زیست محیطی و کاهش وسعت خلیج فارس خواهد شد. مشکلات زیست محیطی تا حد زیادی نتیجه روند صنعتی شدن کشورها و افزایش بی رویه جمعیت است و همین دو عامل سبب شده است که محیط زیست تخریب یابد. انسان به نیروی مقتدری تبدیل شده است که باعث ایجاد شگفتی در حیات خویش و قطع ریشه های هستی اش گردیده است(علی امیدی،۱۳۸۶: ۷۳).

 

ب) خصائل امنيتي در سطح فرا منطقه اي:

واژه کمربند شکننده(Shatter Belt) صحیح ترین واژه ای که  درباره منطقه خاورمیانه ارائه شده است. ساموئل کوهن کمربند شکننده را در دهه ۱۹۹۰ مورد استفاده قرار داد کوهن از این واژه به عنوان جایگزینی در برابر فضایی امنیتی دوران جنگ سرد استفاده نمود. به عبارت دیگر کوهن تلاش داشت تا شاخص های سیاسی، امنیتی و استراتژیک منطقه خلیج فارس را در ساختار امنیت خاورمیانه تحلیل و تبیین نماید وی بر این اعتقاد بود که در حوزه های که رقابت قدرتهای بزرگ و منافع متعارض واحدهای منطقه ای وجود دارد همواره تنش و درگیری شکل می گیرد. وی درگیری های امنیتی را ناشی از شرایطی دانست که در حوزه خلیج فارس منافع متعارض بازیگران سیاسی و قدرتهای بزرگ ایجاد می شود شرایطی که در آن درگیری ها تابعی از منافع استراتژیک است. از جمله شاخص های حوزه کمربند شکننده را می توان موضوعاتی از جمله جنگ های مرحله ای در استقرار یگان های نظامی قدرتهای بزرگ و مقاومت نیروهای اجتماعی و سیاسی در حوزه منطقه خلیج فارس دانست(پوستین چی،۱۳۸۵: ۱۳۷). از ابتدای قرن  نوزده به بعد قدرتهای خارجی با مداخله در منطقه خاور میانه به ویژه خلیج فارس و رقابت با یکدیگر برای سلطه بر منطقه موجبات نا امنی را در منطقه فراهم کرده اند این سیاست ناشی از موقعیت استراتژیک منطقه و پس از کشف نفت برای سلطه بر منابع نفتی بوده است. منطقه طی دو قرن اخیر یکی از حوزه های اصلی رقابت قدرتهای بزرگ بوده است. از سال ۱۹۷۱ تا پايان جنگ سرد هدف ايالات متحده از حضور در منطقه مقابله با نفوذ کمونیسم ، تامین امنیت برای صدور نفت ، امنیت اسرائیل و حفظ رژیم های محافظه کار منطقه بوده است. با فروپاشی شوروی و شکل گیری نظام چند قطبی براساس ژئوپلیتیک های اقتصادی در جهان ایالات متحده علاوه بر اهداف پیشین درصدد برقراری سلطه بر منطقه خلیج فارس با استفاده از نفت به عنوان سلاح سیاسی برای کنترل رشد اقتصادی رقبای خود می باشد. از سوی دیگر ایالات متحده با منعقد کردن پیمان های دفاعی مشترک با کشورهای منطقه و دائمی ساختن حضور نیروهای خود در منطقه همچنان به عنوان مهمترین بازیگر منطقه ای است. از جمله استراتژی های ایالات متحده که بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر بیشتر نمایان شده است پیگیری طرح خاورمیانه بزرگ است بر مبنای این طرح ایالات متحده و غربی ها دموکراسی سازی را استراتژی در جهت شکل گیری نهادها، ساختارها و ارزشهای متناسب برای مبارزه با تروریست ها تبیین کرده اند. طرح خاورمیانه بزرگ بر چند فرض اساسی استوار است اول آنکه منشاء و خاستگاه افراط گرایی و تروریسم که منافع ملی غرب و امنیت بین الملل را تهدید می کند حوزه جغرافیایی شمال افریقا، خاور نزدیک و خاورمیانه است. دوم آنکه وضع تهدید زای منطقه حاصل فقدان آزادی و دموکراسی ، سطح پایین دانش ، عدم توسعه فرهنگی ، جایگاه نامناسب زنان و وضعیت نامطلوب حقوق بشر است به عبارت دیگر توسعه نیافتگی و محرومیت مردم از حقوق سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی باعث رشد افراط گرایی اسلامی ، تروریسم ، مهاجرت غیر قانونی و جرایم سازمان یافته بین المللی می شود و سوم آنکه بهترین راه حل برای درمان مشکلات و معضلات توسعه همه جانبه در قالب اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است(جلال دهقانی،۹۶:۱۳۸۷-۹۹).

استراتژی امنیتی مشاركت جویانه ایران در خاورمیانه :

امنیت‌سازی را می‌توان یکی از دغدغه‌های دائمی نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل دانست. نظر به اهمیت امنیت در ساختار نظام بین الملل، منطقه خاورمیانه را باید یکی از مناطقی دانست که رویکرد های امنیتی در آن از اهمیت قابل ملاحظه ای بر خوردار است. اما شواهد و قراین نشان می دهند که رویکرد های امنیتی و  روند بر قراری آن در این منطقه با ثبات همراه نبوده است و بحث امنیت سازی از دغدغه های اصلی این حوزه جغرافیایی بوده است. وجود این ویژگی از ملاحظات امنیتی ناشی از  عوامل و دلایلی است که از جمله می توان به دلایل و عواملی چون : موقعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه و منابع عظیم نفت و گاز در آن ، تقویت حضور قدرت های فرا منطقه ای در محیط پیرامونی ایران ، افراط گرایی ، تنش های قومی ، فرقه ای و تروریسم، دولت های ضعیف و شکننده و عدم اعتماد بازیگران منطقه ای به یکدیگر  اشاره کرد. هرگونه ترتیبات امنیتی موفق، مستلزم در نظر گرفتن تمامی عوامل و مؤلفه های فوق با رویکردی تدریجی و فراگیر است. نظر به قابليت هاي ايران به عنوان یكی از بازیگران اصلی خاورمیانه می توان رویكرد امنيتی مشاركت جويانه را برای جمهوری اسلامی ایران در برقراری امنیت و روند اجرایی سازی آن شناسایی كرد.

تفکر اصلی و مرکزی حاکم بر رهیافت مشارکت جویانه آن است که همه کشورها می توانند امنیت نسبی را از طریق پذیرفتن تعهدات متقابل در خصوص محدود کردن توانایی های نظامی برای خویش تأمین کنند. در این رویکرد امنیتی تنها دوستان و متحدان حضور نمی یابند بلکه فرض بر این است که دشمنان همان محدودیت های فنی را بر رفتار خود خواهند پذیرفت که دوستان می پذیرند و این کار به رغم وجود بی اعتمادی متقابل، امری شدنی است. همچنین فرض بر این است که این محدودیت های قانونی و فنی، امتیازات متقابلی را نیز در بر خواهد داشت. در این الگو، تضمین های امنیتی نه از طریق سلطه بلکه برعکس از راه غیر قابل قبول کردن گزینش هایی که هدف آنها کسب سلطه بر رقیبان است، به وجود می آید. در رویکرد امنیتی مبتنی بر مشارکت و همکاری، امنیت به طور فزاینده ای به منزله ملک مشاعی تعریف می شود که قابل تقسیم نیست. این رویکرد کشورها را به دوست، متحد و دشمن تقسیم نمی کند ، اما تهدیدات علیه همه بازیگران مساوی است و همه شرکا خواستار امنیت متقابل هستند. اين رويكرد بیش از رویارویی بر مشاوره، بیش از بازدارندگی به اطمینان، بیش از پنهان کاری بر شفافیت، بیش از تنبیه بر ممانعت و بیش از یکجانبه گرایی بر وابستگی متقابل تأکید می کند(واعظي،۱۳۸۶:www.csr.ir).

توسعه امنیت مبتنی بر همکاری فرایندی تکاملی است و به وسیله طرحی بزرگ هدایت نمی شود، بلکه از طریق ایجاد مجموعه ای از ابزارها که به گونه­ای مجزا به اصول امنیت مبتنی بر همکاری کمک می کنند، به دست می آید. امنيت مشاركتی به خط مشي های حكومت ها يا گروه های سازمان يافته اشاره دارد كه بازتاب طرز تلقی رقبای سابق يا گروه های كه همديگر را رقبای بالقوه به حساب می آورند.  آنها برای تغيير روشهای كشمكش آميز به روشهای كمتر كشمكش آميز پيش می روند به عبارت ديگر امنيت مشاركتی اساساً نمايانگر سياستی است كه در عمل نسبت به كشمكش دارای تظاهرات صلح جويانه است و صرفاً سياست امتناع از خشونت يا تهديد نيست بلكه از راه مذاكره در جستجوی راه حلهای عملی و همچنين تعهد به اقدام پيشگيرانه عمل می كنند(اولاف نادسن،۱۳۸۶: ۹۸). ). امنیت مبتنی بر همکاری و مشارکت در وهله اول بر ممانعت کردن از کشمکش های بین دولتی، نظیر گرایش هایی که برای حفظ امنیت وضع موجود بین و درون دولت ها کار می کنند، متمرکز است. همچنین از امنیت مبتنی بر همکاری برای حفظ امنیت افراد یا گروه در دولت ها استفاده می شود. این رویکرد به شنیده شدن صداهای غیردولتی نیز توجه دارد و علاوه بر تأکید بر توسعه رسم گفت و گو و همکاری میان دولت های منطقه ای ، گفت و گوهای امنیتی غیر رسمی میان عناصر غیر دولتی مانند نخبگان و دانشگاهیان را نیز مدنظر قرار می دهد.

رویکرد  مشارکتی و همیارانه ایجاد امنیت مبتنی بر رویکرد سازه انگاری است و از دل آن استخراج می گردد. فعال شدن این الگو به موازات تداوم فرایندهای رئالیستی انجام گرفته است. بنابراین، هنگامی که نشانه‌های امنیت همیارانه فعال می‌شود، طبیعی است که شاخص‌های امنیت رئالیستی نیز بتواند کارکرد خود را حفظ کند. رهیافت امنیت همیارانه بر این اعتقاد است که نظام بین‌الملل و محیط‌های منطقه‌ای در فضای آنارشی قرار دارند، اما عبور از آنارشی بر اساس الگوهای متنوعی از جمله رهیافت همیارانه شکل خواهد گرفت. زمانی که ذهنیت مبتنی بر آنارشی بر تمام ‌حوزه‌های ادراکی امنیتی تحلیلگران غلبه کند، شرایط معادله بازی امنیتی بر اساس حاصل جمع جبری صفر شکل خواهد گرفت. این موضوع ایجاب می‌کند تا بازیگران، سطح بیشتری از قدرت سخت‌افزاری را مورد استفاده قرار دهند،‌ زیرا بدون قدرت سخت‌ افزاری قادر نخواهند بود تا بر چالش‌های امنیتی که در قالب ذهنیت سنتی شکل گرفته است،‌ غلبه کنند. هنگامی که به کارگیری ابزار نظامی، چالش‌های امنیتی را در حوزه‌های مختلف جغرافیایی افزایش دهد، نشانگر آن است که تئوری‌های امنیت‌سازی دچار بحران شده‌اند. به طور کلی می‌توان تأکید کرد که بخشی از بحران امنیتی در حوزه‌های امنیتی مختلف ناشی از درک نادرست درباره الگوهای مناسب در رفتار امنیتی است. زمانی که قالب‌های ادراکی امنیت برای پاسخگویی به شرایط موجود ناکارآمد باشد، امنیت‌سازی منطقه‌ای نیز دچار فرسایش شده و مطلوبیت خود را از دست می‌دهد. امنیت رئالیستی، زمینه‌های حمایت همه‌جانبه آمریکا و جهان غرب از اسرائیل و دولت‌های اقتدار گرا را به وجود آورد. این رهیافت، تضادهای منطقه‌ای را افزایش داده و زمینه‌های واکنش نسبت به محیط امنیتی توسط بازیگران را فراهم کرده است. در چنین فرایندی ، شاهد ظهور نشانه‌های تنش‌زدایی در روابط کشورهای تأثیر گذار بر امنیت خاورمیانه بوده ایم. شاخص‌های چنین روندی را می‌توان در همکاری‌گرایی، شفاف‌سازی، اعتماد سازی و گسترش فعالیت‌های مشترک در حوزه‌های هنجاری و ایستاری مشاهده کرد(واعظی ، پيشين).

 

الگوهای رفتاری همكاری جويانه ، دیپلماسي مشاركتی و همبستگي استراتژیك خاورمیانه ای ایران:

مهمترین نمود الگوهای رفتاری همکاری جویانه و مشارکتی ایران در انعطاف‌پذیری مشروط این کشور در پروژه هسته ای و تعامل با مجموعه همگرای خاورمیانه، مجموعه ایی چون شورای خلیج فارس، تجلی می یابد. در بحث مربوط به همکاری های هسته ای ایران در جغرافیای خاورمیانه، بحث از قدرت های بزرگ و منویات آنان نیز مربوط می شود. اینکه چرا در همکاری های هسته ای ایران، بحث از نحوه تعامل با کشور ها و قدرت های بزرگ پیش می آید ، مسئله به ارتباط کشور های خاورمیانه با این گونه کشور ها باز می گردد. به بیان دیگر قدرت های بزرگ، همگرا با کشور های خاورمیانه هستند و در حقیقت همسویی ایران با این قدرت ها، خواسته های کشور های خاورمیانه را نیز محقق می سازد. قراین نشان می دهند که اصرار ایران بر سر پروژه هسته ای نوعی نگرانی برای کشور های خاورمیانه ایجاد کرده است که متعافب آن، نگرانی های کشور های بزرگ را نیز به همراه داشته است. پروژه ایران هراسی محافل عرب و برخی از کشور های خاورمیانه در این راستا قابل ارزیابی است(مجتهدزاده،۱۳۸۴: ۵۷). استراتژیست های غربي و برخی از استراتژیست های محافل عرب در سال های گذشته تلاش گسترده و قابل توجهی را برای تنظیم راهبرد مشخصی در مورد فعالیت های هسته ای ایران به انجام رسانده اند. آنان در صدد بودند تا الگوهایی را طراحی کنند که گزینه غیر خصمانه در ارتباط با ایران از مطلوبیت بیشتری برخوردار شود. علت این امر ناشی از  شرایط بحرانی خاورمیانه و همچنین فضایی بود که منجر به تصاعد جدال های منطقه ای می شد. الگوهای غیر خصمانه و انعطاف پذیر غرب و قدرت های بزرگ مبین این نکته بود که مذاکره و همچنین مصالحه گرایی بهترین الگوها برای حل منازعات منطقه ای و بحران های بین المللی هستند. زمانی که مذاکرات دو جانبه یا چند جانبه انجام می گیرد، بیانگر آن است که طرف های درگیر از انگیزه لازم برای حل مسالمت آمیز اختلافات برخوردارند. از سوی دیگر چنین فرایندی را می توان نمادی از همکاری برای ایجاد منافع مشترک در موضوعات مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی دانست. زمانی که اختلافات دو کشور در مورد یک موضوع امنیتی افزایش می یابد و یا این که به مواضع متضاد و متعارضی می رسند، در آن شرایط باید موضوعات فرعی دیگری در دستور کار قرار گیرد تا زمینه برای ایجاد انگیزش همکاری جویانه بین کشورهای متعارض فراهم شود(متقی ،۱۳۸۵: ۱۵). آنچه از استراتژی هسته ای ايران می توان استباط كرد اين است كه دستيابی به انرژی و فناوری هسته ای برای ايران در جهت توازن با اسرائيل است و اينكه انرژی هسته ای به نيروی بازدارنده ای جهت دفع تهاجم خارجی در نظرگرفته شده است. و سند چشم انداز ۱۴۰۴ نيز دستيابی به انرژی و فناوری هسته ای را در جهت قدرت منطقه ای و افزايش اعتبار بين المللی و توان تاثير گذاری بر نظام بين المللی را موجه می سازد. در واقع استراتژی هسته ای ايران پيرامون امنيت ، پيشرفت و اعتبار دور می زند.

همكاري هاي زيست محيطي و هم چنين مشاركت اقتصادي مهمترين مظاهر و نمادهاي الگو سازي امنيتي در الگوي مشاركتي و امنيتي است. مهمترین سند مربوط به الگوهای مشارکتی ایران در قالب برنامه های زیست محیطی خاورمیانه مربوط به پروژه تحليل برنامه ها و سياست هاي فرهنگي، اجتماعي و زيست محيطي ايران در قالب برنامه چهارم توسعه از فاصله سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ می باشد. در پروژه زمانی، ملاحظات مربوط به  توسعه پايدار و از جمله مسائل زيست محيطی به اركان اصلی توسعه تبدیل شده است. بدنه حمایتی این پروژه از سوي یونسکو به عنوان یکی از موثر ترین  سازمان های بين المللی تقویت می گردد. در پروژه مزبور سه حوزه طبيعت، نظام های پشتيبان و اجتماع و با سه حوزه مردم، جامعه، اقتصاد در كانون توجه قرارگرفتند تا بر اساس روش شناسی كل گرا، يكپارچه، مورد مطالعه قرار گيرند. در اين چارچوب نشست های علمی از جمله اجلاس زمين شكل گرفت و در آن اصولی برای ساخت يك جهان عدالت توام با صلح و توام با پايداری مطرح شد تا با رويكرد يكپارچه به شناخت مسايل و مشكلات در هم پيچيده و مرتبط به هم در سطح جامعه جهانی بپردازد(نيلوفرقديری،۱۳۸۷: ۱۲۶).

مي توان از ديگر مهمترین نمودهاي مشارکت همکاری جویانه ایران در بعد اقتصادی در زمینه انرژی می تواند  نشان داده شود. در اینجا نیز  پای قدرت های بزرگی چون آمریکا در میان است. همانگونه که سیاست های انرژی ایالات متحده پیداست، تعامل انرژی این کشور با کشور های حوزه خاورمیانه غیر قابل انکار است. ایالات متحده آمریکا در تعقیب سیاست های انرژی خود، سال های متمادی در منطقه حضور داشته و امنیت کشور های این منطقه را تامین کرده است( عسلی،۱۳۸۵: ۳۷). از شواهد علائم اینگونه بر می آید که حفظ منافع آمریکا تابعی از امنیت انرژی و دسترسی آسان به انرژی منطقه خاورمیانه می باشد. برای حفظ این حوزه  مهم و حیاتی انرژی دو راهکار بیشتر وجود ندارد. راهکار نخست تعامل و ارتباط مبتنی بر حفظ منافع مشترک با کشور های این منطقه است و دومین راهکار رویارویی و در گیری است. یکی از تولید کنندگان انرژی در این حوزه ایران است، الگوی تعامل ایران هم در این حوزه مشارکت جویانه است که هم متضمن تامین اقتصاد است و هم متضمن تامین امنیت. این الگوی مشارکت جویانه اگرچه همسو با استراتژی انرژی آمریکا نیست اما همسو با سیاست انرژی کشور های منطقه است. موفقیت یا شکست هر گونه ترتیبات امنیتی خاورمیانه به طور وسیعی بستگی به ساختار اهداف و چگونگی تعامل اعضا با یکدیگر و سازه کارهایی دارد که برای تامین امنیت منطقه ای از آنها استفاده می شود. در این راستا، سیستم امنیتی مطلوب، سیستم جمعی است که اقناع، مصالحه، دیپلماسی، احترام و حمایت از ارکان آن است. از شواهد و نشانگان پیداست که الگوهای همکاری جویانه ایران، در حوزه انرژی و به جهت تامین امینت ناظر بر سیستم جمعی است( حشمت زاده و بهرورزی،۱۳۸۳: ۱۰).

 

تهديد زدايي وغير امنيتي كردن الزام استراتژي امنيتي ايران:

بعد از جنگ ايالات متحده عليه طالبان و حكومت بعث صدام قدرت يابي گروه هاي تروريستي نظير طالبان و القاعده كه به ضرر جمهوري اسلامي ايران بود كاسته شده وتهديداتي كه به وسيله اين گروه هاي سياسي متوجه تماميت ارضي كشورمان مي شد تا حدود زيادي دفع خطر شده است. و تهديداتی نظير گسترش سلاحهای كشتار جمعی،عمليات تروريستی و حضور نيروهای خارجی به تهديدات عليه بقای نظام تبديل شده اند از سوی ديگر پيگيری دستيابی به انرژی هسته ای از سوی ايران با مخالفت كشورهای غربی و منطقه روبروشده است و اختلاف بر سر جزاير سه گانه نيز از سوی امارات متحده و كشورهای خليج فارس تهديد جدی به شمار می روند. پرونده هسته ای و جزاير سه گانه به پروژه های امنيتی تبديل شده اند كه ضرورت رفتار استراتژيك ايجاب می كند تا جمهوری اسلامی ایران در وضعيت تهديد زدايی قرار گيرد. در شرايطی كه تهديدات امنيت ملی افزايش پيدا می كند ضرورت های امنيتی ايران ايجاب می كند شكل جديدی از رفتار استراتژيك به كار گرفته شود كه مبتنی بر تهديد زدايی است. ضرورت تهديد زدايی را می توان يكی از شاخص های رفتار استراتژيك ايران در عرصه بين المللی دانست. در دوران های كه تهديدات امنيت ملی افزايش می يابد و شرايط مبتنی بر عدم اطمينان ظاهر می شود ضرورت های امنيت ملی ايجاب می كند توانايی سازگاری بين المللی را داشته باشد. زيرا بدون سازگاری بين المللی امكان تهديد زدايی كاهش می يابد اگر چه نظام بين المللی در شرايط موجود ماهيت قيم مآب و همسازكننده دارد. در صورتي كه زمينه های لازم برای حداكثر توانايی های سازگاری بين المللي فراهم شود در آن شرايط سطح تهديدات كاهش می يابد. حضورنيروهای امريكايی در منطقه به سبب تضمين امنيت انرژی و اسرائيل و حفاظت از كشورهای عربی در منطقه تهديداتی را متوجه جمهوری اسلامی ایران می كند در اين ميان تهديد زدايی امريكا از دو طريق صورت می گيرد. گام اول آن را بايد در راستای حداكثر سازی ارتباطات بين المللی از طريق هماهنگ سازی با هنجارهای بين المللی دانست. دومين الگوی تهديد زدايی را بايد بالابردن هزينه های مداخله گری امريكا تلقي نمود. الگوی اول در جهت حمايت از چند جانبه گرايی بين المللی در برابر يكجانبه گرايی امريكا سازمان دهی شده است. در حالي كه الگوی دوم را می توان اقدامی در راستای منصرف سازی امريكا از عمليات تهاجمی تشديد يابنده دانست (متقي،۱۳۸۵: ۷۷-۷۴).

غير امنيتي سازي فرايندي است كه يك مسئله يا موضوع از حوزه امنيتي خارج مي شود و بدون ابهام در دستور كار سياسي قرار مي گيرد. امنيتي كردن مسايل سياسي در سطح داخلي منجر به سياست خارجي غير انعطاف پذير و دشمن گرا در سياست منطقه اي مي شود. در صورتي كه غير امنيتی كردن راه را برای انعطاف پذير نمودن روابط با كشورها هموار می كند. امنيت زدايی به قراردادن يك موضوع خارج از سياست اشاره دارد كه توجه همگان را از آن دور می كند و به معنای به كارگيری موضوعی بدون ابهام و قراردادن آن در دستور كار سياسی می باشد(اولاف نادسن،۱۳۸۶: ۱۰۶). كشورها همواره مسائل و عواملی را به منظور ايجاد يك هويت ملي امنيتی مي كنند. فرايند غير امنيتی كردن عبارت از حذف يك مسئله يا عامل خاص از فهرست اين فرايندهاست گاهی اوقات برخی تهديدها ديگر ذهن و تصورات ما را كاملاً به خود مشغول نمی كنند و تصورات تكان دهنده تر و قدرتمند تری را جايگزين آنها می گرداند. در واقع وقتی موضوعی در دستور كار نباشد جايگاه واقعی آن به راحتی قابل تشخيص نيست.

امنیت‌سازی، مربوط به شرایطی است که زمینه‌های کنش همکاری‌جویانه بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ در راستای تحقق اهداف مشترک ایجاد شود. تا کنون موضوعاتی از جمله نبود موازنه قدرت منجر به تداوم جدال‌های منطقه‌ای، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی در خاورمیانه شده است. در ساختار نظام دو قطبی، بازیگران اصلی نظام بین‌الملل تلاش می‌کردند تا روند امنیت منطقه‌ای را بر اساس ضرورت‌های ساختاری و بین‌المللی پیگیری کنند. از سال ۱۹۹۱ به بعد، رهیافت‌های جدیدی برای امنیت‌سازی منطقه‌ای در دستور کار قرار گرفت. از جمله این موضوعات می‌توان به تبیین رویکردهای فرا اثبات‌گرایانه اشاره کرد. این موضوع از طرف برخی از کشورهای منطقه‌ای نیز استقبال شد. به طور مثال شاهد شکل‌گیری فرا تنش‌زدایی در سیاست خارجی ایران هستیم. این موضوع در اواسط دهه ۱۹۹۰ به الگوی جدیدی به نام اعتماد سازی ارتقاء یافت. اعتماد سازی می‌توانست ماهیت منطقه‌ای و بین‌المللی داشته باشد. عناصر اصلی اعتماد سازی را می‌توان در هماهنگ‌سازی ایده‌ها، هنجارها و انتظارات فرهنگی و ارزشی کشورها دانست. بنابراین تعادل هنجاری اهمیت و مطلوبیت ویژه‌ای یافت امنیت‌سازی به همان گونه‌ که نیازمند توازن قدرت است، تحت تأثیر شاخص‌های دیگری از جمله تعادل هنجاری، اعتماد سازی و بهره‌گیری از رژیم‌های اعتماد ساز نیز قرار گرفت. در این شرایط، فضای بین‌المللی برای تحقق چنین الگویی از امنیت منطقه‌ای در خاورمیانه، دچار نوسانات رفتاری و کارکردی شد. تئوری جنگ پیشدستانه جورج بوش و بهره‌گیری از فضای اساسی بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر را می‌توان در زمره موضوعاتی دانست که تحقق امنیت همیارانه در خاورمیانه را با مشکل و مخاطره رو به رو کرد. شعارهای تندرو علیه گروه‌های اسلامی در خاورمیانه و بهره‌گیری از الگوی تغییر رژیم منجر به سازماندهی طرح خاورمیانه بزرگ شد. این طرح در تعارض با سازماندهی امنیت همیارانه قرار داشت. دلیل تعارض چنین طرحی با امنیت همیارانه و خلیج فارس در خاورمیانه را می‌توان تأکید بر نشانه‌های قدرت محور در سیاست خارجی بوش دانست. در این شرایط، موضوع اصلی کشورهای خاورمیانه را تلاش برای بقاء تشکیل می‌داد. از زمانی که سیاست تغییر در رفتار امنیتی و سیاست خارجی آمریکا مورد توجه قرار گرفت، امید بیشتری برای سازماندهی طرح امنیت همیارانه فراهم شد. دیگر شواهد نشان می دهند که بهره‌گیری از الگوی تحرک دیپلماتیک، می‌تواند زمینه نزدیک‌سازی قالب‌های هنجاری و رویکردهای ادراکی مختلف در ارتباط با موضوعات امنیتی را فراهم کند. به همین علت است که دیپلماسی در محیط بحران، عامل تغییر ادراکات برای نیل به اهداف و سیاست‌های مشترک تلقی می‌شود .تحت تاثیر دیپلماسی است که شرایط سیاسی و ادراکی برای سازماندهی نهادهای منطقه‌ای فراهم می‌شود. نهادهایی که نه تنها برای حل و فصل اختلاف‌ها ایجاد می‌شوند، بلکه قادر خواهند بود تا سطح جدیدی از همکاری‌های درون منطقه‌ای را به موازات فعالیت‌های بین‌المللی سازماندهی کنند. تداوم فعالیت چنین نهادهایی را می‌توان زمینه ‌ساز تنظیم قاعده رفتاری غیر تبعیض‌آمیز بوده و از سوی دیگر زمینه‌های مشارکت طیف گسترده‌تری از بازیگران را برای نیل به منافع، امنیت، ثبات و موازنه در حوزه منطقه‌ای به وجود می‌آورد.

نتیجه گیری :

تمامی کشورها در یک شبکه وابستگی متقابل امنیت جهانی قرار می گیرند، اما از آن جایی که تهدیدهای سیاسی و نظامی دارای منشأ نزدیک، تأثیر بیشتری در مقایسه با تهدیدهای دوردست تر دارند، از این ‌رو حس ناامنی اغلب با نزدیکی و مجاورت همراه است. مجموعه امنيتي منطقه اي شامل گروهي از كشورها  ست كه داراي نزديكي جغرافيايي هستند و از لحاظ امنيتي به همديگر وابسته هستند هر گونه تغيير در موقعيت هر يك از اعضاء موقعيت سايرين را نيز دستخوش تغيير قرار مي دهد. منطقه خاورميانه از جمله مناطقي است كه شكل گيري مجموعه امنيتي منطقه اي بر ان دلالت مي كند. تاريخ امنيتي خاورميانه نشان مي دهد كه اين منطقه جغرافيايي بيش از ساير حوزه هاي ژئوپليتيكي در شرايط بي ثباتي، نا امني، بحران وتعارض قرار داشته است. جنگ هاي منطقه اي، درگيري هاي مرحله اي، اختلافات سرزميني، بحران هاي پايان ناپذير و تكرار شونده را مي توان در زمره مولفه هاي دانست كه ضرورت مطالعه دائمي درباره شاخص هاي امنيت منطقه اي را اجتناب پذير مي كند. اصلي ترين شاخص بحران در نشانه هاي از جمله احساس نا امني نسبت به محيط منطقه اي قابل ملاحظه است كشورهاي خاورميانه نه تنها نسبت به بازيگران بين المللي احساس ترديد دارند بلكه محيط همجوار خود را نيز امن و مطلوب نمي دانند.

توليد قدرت از مهمترين هدف های سياسی و امنيتی سند چشم انداز است. در راستای تحقق چشم‌انداز ۲۰ ساله، ایران می‌تواند با شرایط قدرت کنونی، خود را به عنوان بازیگری مثبت در عرصه منطقه‌ای و جهانی مطرح سازد و با ایجاد این نوع انگاره در نزد بازیگران منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای باعث پذیرش نقش و قدرت منطقه‌ای خود از سوی سایر دولت‌ها شود. تحقق این هدف در گرو کنش‌گری و ابتکار ایران در تعریف چارچوب‌های منطقه‌ای و در فضایی تعاملی و اعتماد آفرین است مسأله هسته ای ایران که اقدامی برای استفاده ی مسالمت آمیز است، به یک مسأله ی امنیتی و اورژانسی تبدیل شده است که امنیت خاورمیانه را در شرایط مبهمی قرار داده است. شاید بی راه نباشد که اگر گفته شود، بعد از آنکه در اثر تحولات بهار عربی جایگاه منطقه ای ایران ارتقاء پیدا کرد، دول غرب و عرب، تلاش بسیار بیشتری کردند که فعالیت های هسته ای ایران را خطرناک جلوه دهند. نظام بين الملل و هژمون در برابر كشورهای كه اهداف ايدئولوژيك را دنبال می كنند واكنش نشان می دهند و كشورهای را كه دارای ساختارهای ايدئولوژيك هستند را با تهديدات متعددی روبرو می كنند به هر ميزانی كه مداخله امريكا افزايش پيدامی كند موقعيت و جايگاه ايران تنزل می يابد. بر اين اساستعامل سازنده و موثر با جهان می تواند به جمهوری اسلامی ايران در جهت دستيابی به اهداف سند چشم انداز كمك كند آنچه كه بايستی استراتژی امنيتی جمهوری اسلامی ایران بر پايه آن بچرخد اين است كه دستگاه سياست خارجی و ديپلماسی  در جهت تهديد زدايی بر آيد و رفتار دولتها را از رقابت به همكاری تغيير دهد. امنيت مشاركتی براي ايجاد پيوند بين طيف وسيع موضوعات سياسی و اقتصادی و اجتماعی طراحي شده است و در پی آن است كه از طريق گفتگو ، همكاری و توافق اعتماد متقابل را در بين كشورهای منطقه ايجاد كند.

 

منابع و مآخذ :

  • آراس بولنت و كاركايا پولات رابيا، (پائيز۱۳۸۶)، «از مناقشه تا همكاری؛ غير امنيتی كردن روابط تركيه با ايران و سوريه»، فصلنامه مطالعات آسيای مركزی و قفقاز، معصومه ظفرمند، سال شانزدهم، دوره چهارم، شماره۵۹
  • اديب مقدم آرشين، (۱۳۸۸)، سياست بين المللی در خليج فارس، داود غراياق زندي، تهران، شيرازه
  • افتخاری اصغر و دیگران ،(پائیز ۱۳۹۰) ، « بازخوانی الزامات امنیتی سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴؛ رویکردی چند جانبه» ، فصلنامه راهبرد ، سال بیستم ، شماره ۶۰
  • اميدی علی، (خرداد و تير۱۳۸۶)، حقوق بين الملل و ساختن جزاير مصنوعی در خليج فارس، ماهنامه اطلاعات سياسی- اقتصادی، سال بيست و يكم، شماره نهم و دهم
  • ايزدی جهانبخش، خلفی فرزاد ،(بهار۱۳۹۰)، «راهبردهای تحقق تعامل سازنده و موثر ايران در نظام بين الملل»، فصلنامه ره نامه سياست گذاری، سال دوم، شماره سوم
  • برزگر كيهان،(۱۳۸۸)، منطقه گرايي در سياست خارجي ايران، تهران، مطالعات اوراسياي مركزي، سال دوم، شماره پنجم

۷- بنی اسدزاده ، (تابستان ۱۳۸۸)، تهديدات زيست محيطی و امنيت خليج فارس، فصلنامه مطالعات خاورميانه، سال شانزدهم، شماره ۲

۸- جعفری ولدانی اصغر،(۱۳۸۸)، چالش ها و منازعات در خاورميانه، تهران، پژوهشكده مطالعات راهبردی

۹-  حشمت زاده محمد باقر و بهروزی فر مرتضی،(۱۳۸۳)، «نفت خليج فارس و چشم اندازهای انرژی      ؛روابط و رقابت های منطقه ای و جهانی» ،موسسه مطالعات بين المللی انرژی، گزارش۱۰۹۶

۱۰- دهقانی فيروزآبادی سيدجلال،(۱۳۸۹)، سياست خارجی جمهوری اسلامي ايران، تهران، سمت

۱۱- دهقانی فیروز آبادی  سید جلال ، (بهار ۱۳۸۶) ، « ضرورت و الزامات منطقه گرایی در تحقق برتری منطقه ای جمهوری اسلامی ایران» ، ویژه نامه سند چشم انداز راهبرد منطقه گرایی ، شماره ۸۷

۱۲- رستمی علی اكبر، (۱۳۸۲)، نقش غرب در رقابت تسليحاتی منطقه خليج فارس، تهران، مركزمطالعات و تحقيقات دفاعی (ندسا)

۱۳- روشندل جليل و سيف زاده حسين، (۱۳۸۲)، تعارضات ساختاری در منطقه خليج فارس ، تهران، مركز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژيك خاورميانه

۱۴- سليمانی پور لك فاطمه، (۱۳۸۹)، قدرت نرم در استراتژی خاورميانه ای امريكا، تهران، پژوهشكده مطالعات راهبردی

۱۵- شيرازی حبيب اله و آخوند مهريزی مسعود، (پائيز۱۳۸۶)، جايگاه منابع انرژي در تامين امنيت خليج فارس و امنيت امريكا با توجه به الگوی امنيت مشاركتی، فصلنامه تخصصی علوم سياسی علمی-پژوهشی، سال چهارم شماره هفتم

۱۶- غراياق زندی داود، (۱۳۸۷)، ايران و مسئله هسته ای، تهران، پژوهشكده مطالعات راهبردی

۱۷- مارتين لی جی، (۱۳۸۹)، چهره جديد امنيت در خاورميانه، قدير نصری، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق

۱۸- ميلتون ادوارد مورلی و هنيچ كليف پيتر، (۱۳۸۴)، بحران در خاورميانه، شهرزاد رستگار شريعت پناهی، تهران، قومس

۱۹- متقی ابراهيم، (پائيز۱۳۸۵)، «انعطاف پذيری مشروط در همكاری های هسته ای ايران»، روزنامه همشهری

۲۰- محمدي منوچهر،(۱۳۷۷)، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تهران نشر دادگستر

۲۱- مجتهدزاده پيروز، (۱۳۸۴)، «امنيت و مسائل سرزمينی در خليج فارس»، دفتر مطالعات وزارت خارجه، ششمين سمينار خليج فارس

۲۲- مشير زاده حميرا،(۱۳۹۰)، تحول در نظريه هاي روابط بين الملل، تهران، سمت

۲۳- واعظی محمود،(نيمه اسفند۱۳۸۶)، «رويكرد امنيتی ايران در حوزه پيرامونی»، همشهری ديپلماتيك، شماره بيست و سوم

 

3757 بار مشاهده
ارسال شده توسط مدیر سایت

بخش نظرات

اگر کاربر سایت هستید، برای ثبت نظر با مشخصات خود، ابتدا شوید.